حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

511

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

از دست رفته را مجددا مسخّر كردند . در حملهء دوّم غازان بشام كه در 702 اتفاق افتاد الملك النّاصر محمّد ( 698 - 708 ) پسر سيف الدّين قلاوون پادشاه مصر امراى معتبر غازان را در محل مرج الصّفر در عوطهء دمشق بتاريخ دوم رمضان 702 شكستى عظيم داد و از ايشان عدهء زيادى اسير گرفت و امير چوپان و قتلغشاه برسوائى تمام بكنار فرات باردوى غازان گريختند . غازان بقدرى از اين شكست متأثّر گرديد كه گويند از شدّت غضب خون از بينى او جارى شد و براى نشاندن آتش اين خشم جمعى از امراى منهزم را كشت و بقيّه را بضرب چوب تنبيه نمود و تا مرد از خيال كشيدن انتقام بيرون نميرفت . وفات غازان در 11 شوال 703 در شورائى كه غازان پس از شكست مرج الصّفر در اوجان تشكيل داد بعد از تنبيه سران سپاهى دست ببذل و بخشش گشود و هريك از سرداران را خلعتها و انعامهاى گزاف داد و مدّت پانزده روز در چادرى نشسته بدست خود خزانه و حاصل ماليات ولايات را كه باسم استمداد لشكر قبلا بتعدّى از مردم وصول شده بود بباد داد و كارى كرد كه هيچيك از ايلخانان سابق نكرده بودند . بعد از اتمام قوريلتاى اوجان غازان بتبريز آمد تا تهيّهء لشكر جهت حركت بشام و كشيدن انتقام شكست مرج الصّفر ببيند ولى غفلة دوچار درد چشم شد و اطبّاى چينى بمعالجهء او مشغول شدند . كمى بعد باوجان برگشت و بعزم گذراندن زمستان به طرف بغداد حركت كرد امّا بواسطهء برف و باران بانجام اين قصد قادر نيامد و مصمّم شد در كنار قزل‌اوزن زمستانرا بپايان رساند . غازان كه بعد از شكست مرج الصّفر پيوسته غمگين و رنجور بود در اين سفر قشلاقى اخير سخت مريض شد و هر قدر او را مداوا كردند نتيجه نداد ناچار در اوايل بهار از حوالى قزل‌اوزن به طرف ساوه حركت كرد و خواجه سعد الدّين وزير در اين منزل كه موطن او بود از ايلخان پذيرائى شايانى كرد . در ساوه اندكى حالت مزاجى غازان بهبودى يافت ولى چون از آنجا برى حركت نمود مرضش بشدّت عود كرد و ناچار چند روز در رى ماند و چون از آنجا عازم قزوين