حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

510

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

در آن قضيّه محرّك و مقصّر معرّفى كرد . قتلغشاه هم بر رشيد الدّين متغيّر گرديد و رشيد الدّين بغازان شكايت برد . غازان پس از احضار قتلغشاه دانست كه صدرجهان رشيد الدّين را متّهم كرده است به همين جهت بر صدرجهان خشمناك شده امر داد او را در تاريخ 17 رجب سال 697 مقيّد نمودند و پس از محاكمه او را براى مجازات بقتلغشاه سپردند قتلغشاه خواجه را در 22 رجب از ميان دو نيم كرد و به اين ترتيب دورهء حيات صدرجهان كه با وجود زيركى و كرم و ادب مردى جاه‌طلب و فتنه‌جو و دسيسه‌كار بود خاتمه يافت . در اواخر سال 697 موقعى كه غازان از تبريز بعزم قشلاق به طرف بغداد ميرفت در اوجان سمت وزارت و صاحبديوانى را بخواجه سعد الدين محمّد مستوفى ساوجى و نيابت وزارت را بعهدهء رشيد الدّين فضل اللّه طبيب همدانى واگذاشت و اين دو نفر بمعيّت يكديگر بادارهء ممالك غازانى مشغول شدند . جنگهاى غازان در طرف شام از وقايع خارجى مهمّ دورهء غازان لشكركشيهاى اوست بمصر و شام . در اين لشكركشيها بر خلاف ايّام هولاگو و اباقا ديگر موضوع نزاع اختلافات مذهبى بين مغول و مسلمين مصر و شام نبود چه غازان خود مسلمان بود بلكه منافع و مصالح سياسى باعث بروز كشمكش بين طرفين شد . مماليك مصر كه بتدريج تمام شام و سواحل مديترانه را از دست عيسويان صليبى بيرون آورده بودند و بكنار فرات عليا رسيده ميخواستند بغداد را هم از دست مغول بيرون آورند و خلافت عبّاسى را در آنجا احيا نمايند و غازان هم براى دفاع متصرّفات ايلخانان و پس‌گرفتن بلادى كه سابقا بتصرّف هولاگو و سرداران او درآمده بود بجنگ قيام نمود . جنگ در سال 699 شروع شد و غازان بهمراهى امير قتلغشاه و امير چوپان و سه تومان لشكر از آذربايجان بشام حمله برد و در ربيع الاوّل اين سال در نزديكى حمص يعنى در محل مجمع المروج مسلمين را شكست داد و بر شام و فلسطين مستولى شد ولى براى دفع مغولان جغتائى بمراجعت بايران مجبور گرديد و مصريان مجال يافته بسيارى از بلاد