حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
508
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
در ابتداى فرمانها و مكتوبها بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بنويسند و در سكّههائى كه بنام غازان ضرب مىشود همين نكته را رعايت نمايند و نام خلفاى اربعه را برسم ايّام عبّاسيان بر آنها نقش كنند . غازان خواجه صدر الدّين احمد خالدى يعنى صدرجهان زنجانى را بصدارت خود برداشت سپس امرائى را كه در قتل گيخاتو شركت كرده بودند كشت و طغاجار را هم بسپهسالارى لشكر روم فرستاد ولى از عقب او كسى را بقتل او مأمور كرد و به اين ترتيب از شرّ او نيز كه بسيار متنفّذ شده بود نجات يافت . اسلام غازان باعث طغيان جمعى از شاهزادگان و امراى بودائى مغول شد ولى غازان بدست امير نوروز و امير هرقداق همگى طاغيان را بدست آورده كشت و صدرجهان را هم كه بدستيارى با ايشان متّهم شده بود بپيشنهاد امير نوروز از وزارت انداخت و ميخواست بكشد ليكن خواجه بوساطت هرقداق از اين مصيبت رست و بار ديگر بوزارت برگشت . قتل امير نوروز در 32 ذى القعده 696 صدرجهان چون بار ديگر بر مسند وزارت نشست درصدد برآمد كه انتقام خود را از امير نوروز كه سابقا در عزل او سعى كرده بود بگيرد و به همين خيال با دشمنان او همدست شد و ايشان بوسايل عديده در سرنگون كردن دولت امير نوروز كوشيدند . صدرجهان و برادرش قطب جهان از زبان امير نوروز و برادر او مراسلاتى خطاب بسلطان مصر ساختند به اين مضمون كه با وجود اسلام غازان چون امراى او هنوز به اين شرف نايل نيامدهاند براى لشكركشى بايران و قلع ريشهء كفر سلطان را فرصتى مناسب فراهم است و امير نوروز و برادران او جهت قيام بكمك لشكريان مصرى حاضرند بعلاوه در آن نامه ذكر فرستادن چند ثوب جامهء گرانبها را از طرف امير نوروز بعنوان هديّه براى سلطان گنجاندند . افشاى اين مسئله باعث تحريك غضب غازان خان گرديد و ايلخان كه در اين تاريخ در همدان بود بعجله از آنجا به سمت شهروان حركت كرد و بقدرى خشمناك بود كه