حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
500
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
كه پسر هولاگو منگو تيمور حائز اين مقام شود ولى چون منگو تيمور بيست و پنج روز زودتر از اباقا مرد ، طرفداران او نيز جانب ارغون را گرفتند و رقابت بين ياران تگودار و ارغون روز بروز رو بقوّت گذاشت و پس از آنكه تگودار بنام سلطان احمد خان جانشين اباقا شد رقابت فوق بدشمنى علنى مبدّل گرديد . تگودار پس از جلوس دست ببذل و بخشش گذاشت و بسيارى از اموال خزاين پدر را ببرادران و امرا و سران سپاهى بخشيد و صاحبديوان را كه در چنگ ارغون گرفتار شده بود به خدمت خواست و احترام و نوازش كرد سپس شاهزاده ارغون را مورد ملاطفت قرار داد ولى ارغون دلگرم نشد و در همين هنگام با برادر تگودار ساخت و به خيال مخالفت با تگودار مصمّم قيام بر او شد . تگودار اوّل كارى كه كرد اعلام مسلمانى خود بود و مراسلهاى در اين باب بعلما و بزرگان بغداد نوشت و خود را حامى دين اسلام و پيرو شريعت رسول اكرم معرّفى نمود و اين اعلام او در بين مسلمين تأثير بسيار خوش كرد و جماعتى از مغول نيز بتبعيّت او اسلام آوردند . در دشمنى ما بين تگودار و ارغون مجد الملك جانب ارغون را داشت و صاحبديوان و خاندان جوينى طرف تگودار را عاقبت خواجه شمس الدّين موفّق شد كه مجد الملك را باختلاس و سحر و جادو و همدستى با ارغون متّهم و مغضوب تگودار نمايد . تگودار هم مجد الملك را براى پسدادن حساب خود بعطاملك سپرد و دشمنان عاقبت آن مرد زيرك جاهطلب را در 8 جمادى الاولى سال 681 بر در خيمهء عطاملك پارهپاره كردند و هريك از اعضاى او را باقليمى فرستادند . ياران مغولى ارغون از اين معامله سخت در خشم شدند و درصدد انتقام خون مجد الملك برآمدند و ارغون كه در اين تاريخ در خراسان بود پس از آمدن بعراق در صدد آزار عمّال عطاملك برآمد و بنام طلب بقاياى مالياتى عهد پدر نسبت بكسان او بسيار سختى كرد از جمله جسد نايب او را كه تازه مرده بود از قبر برآورد و در راه انداخت و چون اين خبر بعطاملك كه در ارّان بود رسيد در چهارم ذى الحجه از غصّه