حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

499

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

مأمورينى ببغداد فرستاد و ايشان بهمراهى مجد الملك ببغداد آمدند و پس از آزار بسيار بعطاملك و كسان او اين مورّخ نامى را در حبس افگندند ليكن اباقا بوساطت بعضى از امراى مغول عطاملك را به زودى بخشود و مورد مرحمت قرار داد . جلوس تگودار و اسلام آوردن او تا مدّتى خاندان جوينى را از شرّ دشمنى مدّعيان محفوظ داشت چه اين ايلخان تازه پس از جلوس حكومت مازندران و عراق و ارّان و آذربايجان را مستقلا و روم را بمشاركت سلاطين سلجوقى بخواجه شمس الدّين و ديار بكر و موصل و اربل را بخواجه هارون پسر او و حكومت بغداد و عراق را كما فى السّابق بعطاملك واگذاشت و ايشان را از انواع خلعتها داد و كار خاندان جوينى بار ديگر رونق گرفت . سلطنت سلطان احمد تگودار ( 681 - 683 ) اباقا خان ميل داشت كه پس از او پسرش ارغون بايلخانى برسد ولى چون اين ترتيب با ياسانامهء چنگيزى كه سلطنت را حقّ ارشد شاهزادگان زنده ميدانست مخالفت داشت پس از فوت او امرا و شاهزادگان مغول برادر او تگودار را بسلطنت برداشتند و در قوريلتاى آلاتاغ او را در 26 محرّم سال 681 رسما به اين مقام برگزيدند . تگودار كه پسر هفتم هولاگو است و ايّام لشكركشى پدر بايران در چين بود در جوانى برسم آئين مسيح تعميد يافته بود ولى پس از حشر با مسلمين بتدريج بشريعت اسلام مايل شد و بامرا و رجال مسلمان علاقه پيدا كرد و از طرف ايشان باحمد موسوم گرديد . در اواخر عهد اباقا امراى مغول سه دسته شده بودند جمعى ميخواستند شاهزاده ارغون بمقام اباقا منصوب گردد ، گروهى طرفدار تگودار و عده‌اى نيز مايل بودند