حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

498

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

كه در شام و لبنان قيام كرد و سيف الدّين قلاوون نيز بتصديق سلطنت او در اين نواحى مجبور گرديد اباقا را بدفع سيف الدّين بشام دعوت نمود و اباقا با برادر خود منگو تيمور و 000 ، 80 سپاهى بالجزيره و شام آمد . خود در كنار فرات بگشودن قلعه‌اى مشغول شد و منگو تيمور را بشام فرستاد . سيف الدّين قلاوون در 14 رجب 680 در نزديكى حمص منگو تيمور را شكستى سخت داد و برادر اباقا منهزما پيش ايلخان آمد و اباقا از ترس با سپاهيان فرارى خود همراه شده بايران برگشت و ديگر مجالى جهت لشكركشى به اين حدود نيافت چه كمى بعد يعنى در 20 ذى الحجهء 680 فوت كرد و برادرش تگودار بجاى او بايلخانى نشست . وزارت اباقا در تمام مدّت ايلخانى او با شمس الدّين محمّد صاحبديوان جوينى بود ولى ترقّى فوق العادهء اين وزير و پسرانش در حكومت ولايات و برادرش در بغداد و عراق و ثروت عجيبى كه نصيب ايشان شده بود دائما حسد دشمنان را تحريك ميكرد از آن جمله يكى از زيردستان و تربيت‌يافتگان صاحبديوان كه مجد الملك يزدى و هوس يافتن مقام صاحبديوانى داشت با ارغون پسر اباقا و جمعى ديگر از امرا و عمّال ديوانى همدست شد و بسعايت نسبت بخواجه و پسران او و برادرش پرداخت و در 678 به خدمت اباقا راه يافت و براست و دروغ نسبت بخاندان جوينى سخنها گفت از آن جمله نفاق معين الدّين پروانه را در جنگ بيبرس بتحريك صاحبديوان منسوب داشت و ايلخان را برانگيخت تا به حساب صاحبديوان رسيدگى كند . خواجه بيكى از حرمهاى هولاگو يعنى بمادر منگو تيمور توسّل جست و بوساطت او اين بار از شرّ سعايت مجد الملك رست . مجد الملك كه هيچگاه از دسيسه و دشمنى با خاندان جوينى دست برنميداشت بوسايلى خود را در پيش اباقا مقرّب نمود و در سال 679 به سمت مشرف يعنى ناظر خرج كلّ ممالك ايلخانى منصوب گرديد و در حقيقت شريك و رقيب صاحبديوان شد و در اواسط 680 موقعى كه اباقا بلشكركشى بشام مشغول بود عطاملك برادر خواجه را باختلاس و عدم وصول بقاياى مالياتى بغداد متّهم ساخت و ايلخان براى ضبط آن اموال