حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
497
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
سلطنت مصر در اين ايّام با يكى از مماليك ملوك ايّوبى بود بنام الملك الظّاهر بيبرس ( 658 - 676 ) و بيبرس كه از مشاهير سلاطين اسلام است از 666 تا 671 در چندين سفر جنگى بشام عيسويان صليبى را شكستها داد و شام و لبنان را از وجود ملاحدهء اسماعيلى خالى ساخت و چون در 666 بانطاكيه كه در دست عيسويان بود حمله برد مردم از اباقا يارى خواستند و اباقا هم كه از به دو سلطنت به خيال لشكركشى بشام و مصر بود معين الدّين پروانه حكمران روم را بحملهء بحلب مأمور كرد ولى از حملهء او نتيجهاى بدست نيامد چه الملك الظّاهر مغول را به عقب راند و حتّى ببلاد الجزيره نيز دست انداخت و سپاهيان او بكنار فرات نيز رسيدند و در 671 در حوالى شطّ فتح بزرگى كردند ولى چون خبر حملهء عيسويان بشام بايشان رسيد به آن ناحيه برگشتند . بيبرس در سال 675 بدربندهاى شام و حوالى بلاد آسياى صغير لشكر كشيد و معين الدّين پروانه كه باطنا بعلّت مسلمانى و كينه با عيسويان ارمنستان صغير با بيبرس همراه بود وسايل پيشرفت او را تهيّه ديد و بيبرس در نزديكى قيساريه در محلّ ابلستين در ذى القعدهء 675 لشكريان مغولى و عيسوى را مغلوب نمود و ببلاد روم وارد شد ولى بعد از يك ماه بعلّت تنگى آذوقه بشام برگشت . اباقا از شنيدن خبر شكست ابلستين چنان در خشم شد كه شخصا بروم حركت نمود و بانتقام كشتههاى مغول امر داد كه مسلمين بين بلاد قيساريه و ارزنة الرّوم را قتلعام كردند و بسيارى از سرداران و مسؤلين اين شكست را كشت از آن جمله معين الدّين پروانه را قطعهقطعه كرد و در ديگ پخت و مغول براى نشاندن آتش غضب هريك پارهاى از گوشت او را خوردند . الملك الظاهر بيبرس پس از مراجعت از روم در 27 محرّم 676 در دمشق مرد و پس از آنكه دو پسرش يكى پس از ديگرى بسلطنت رسيدند سيف الدّين قلاوون الفى مشهورترين سردار بيبرس در 678 لقب الملك المنصور اختيار كرد و زمام سلطنت مصر را بدست گرفت امّا پادشاهى او بلامنازع نبود از جمله يكى از اين مدّعيان