حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

467

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

يعنى در بهار سال 626 در كنار نهر كرولن اجتماع كرده در نتيجهء قوريلتاى عظيمى اوگتاى را بمقام خانى برگزيدند و او بعنوان اوگتاى قاآن جانشين پدر گرديد . در قوريلتائى كه منتهى به اختيار اوگتاى بسلطنت شد امرا و سران مغول چنين تصميم گرفتند كه براى خاتمهء عمليّات كشورگشائى عهد چنگيز و فتح ممالك غيرمفتوحه دو اردو روانهء آن حدود نمايند يكى به سمت ختاى يعنى چين شمالى ديگرى به طرف ايران جهت سركوبى قطعى سلطان جلال الدين و انجام كار فتح آذربايجان و كردستان . فرماندهى اردوى دوم بشخصى واگذار شد بنام جرماغون‌نويان و او با 50000 نفر لشكرى و يك عده سران سپاهى بتركستان آمده از خوانين و حكّام مغولى خوارزم و حشر خراسان نيز كمك گرفت و بهمراهى قريب 000 ، 100 نفر بايران رسيد و از راه اسفراين و رى خود را بعراق رساند . خاتمهء كار سلطان جلال الدين در 628 سلطان جلال الدين در اينموقع در خوى بود و خيال ميكرد كه سپاهيان مغول زمستان را در عراق بسر خواهند برد از خوى بتبريز رفت و سپاه خود را براى گذراندن زمستان بدشت موقان ( موغان ) فرستاد امّا طولى نكشيد كه خبر رسيدن مقدّمهء مغول بزنجان و اصل شد و جلال الدّين بعد از آنكه از كمك خليفه و علاء الدين كيقباد و سلطان ايوبى براى دفع مغول مأيوس گرديد بعجله به طرف موقان حركت كرد تا سپاهيان متفرّق خود را جمع‌آورى نمايد اما مغول به او مجال ندادند و عدّه‌اى از ايشان پشت سر سلطان بموقان رسيده شبانه بر خيمه و خرگاه جلال الدين زدند ولى بر سلطان دست نيافتند و او بسلامت از معركه جسته به طرف نهر ارس گريخت و سپاهيان او يكسره پراگنده گرديدند . بعد از آنكه سلطان زمستان سال 628 را در ماهان ( اورميّه ) گذراند شنيد كه مغول از چمن اوجان گذشته بتعقيب او ميآيند ناچار از ماهان حركت كرده بگنجه رفت و در آن شهر جمعى از اهالى را كه بهواخواهى مغول برخاسته و عدّه‌اى از رجال و عساكر خوارزمى را كشته و سرهاى ايشان را پيش مغول فرستاده بودند تنبيه كرد