حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
451
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
اردوهاى ييلاقى و قشلاقى خانان مغول حكم شهر بزرگى را داشت چه علاوه بر كثرت چادرها و كلبهها و زيادى جمعيت ، همراه خان همه نوع مردم از منشى و قاضى و رؤساى لشكرى و پيشهوران و تجار حركت ميكردند و اهل حرف و صنايع و پيلهوران بخريد و فروش بصناعت خود مىپرداختند و جميع حوائج اردو را رفع مىنمودند . خانان مغول در اين قبيل اردوها غالبا شاهزادگان و اقرباى خود را براى شور در امور مهمه مثل انتخاب رئيس خاندان و اردوكشيهاى مهم بتوسّط فرستادگانى كه ايشانرا ايلچى ميخواندند احضار مينمودند و به اين قبيل شورىها در زبان مغولى قوريلتاى ميگفتند . عادت مغول اين بود كه اصغر پسران خان از يورت اصلى اجدادى كمتر خارج شود و در تقسيم املاك پدر با برادران سهيم نباشد و پس از مرگ خان فقط يورت اجدادى را مالك شود چنان كه بعد از وفات چنگيز خان حوالى انهار كرولن و انن بكوچكترين فرزندان او تولى رسيد و اين قسمت نسبت به سهم ساير پسران چنگيز كوچكتر بود و شايد در اين تقسيم سنّ اولاد خان نيز منظور ميشده . مغول زنان و همخوابگان متعدّد اختيار ميكردند و عادت خانان ايشان اين بود كه بعد از غلبه بر پادشاه يا اميرى و يا عقد اتحاد با او دختر يا خواهر او و اگر او را كشته بودند زوجهء او را بزوجيت ميگرفتند چنان كه چنگيز خان به همين وضع رفتار ميكرد و عدد زنان و همخوابگان او را تا 500 نوشتهاند . بعد از مرگ يكنفر مغول بخصوص رؤسا عموم زنان و همخوابگان او به ارث بارشد فرزندان او ميرسيد و او ميتوانست هر كدام از ايشانرا ، باستثناى مادر ، به ازدواج خود يا دوستان خود دربياورد و يا آنانرا آزاد نمايد . چون مغول زنان بسيار اختيار ميكردند در ترتيب تقديم و تأخير فرزندان هميشه پدر اولويّت را بفرزندانى ميداد كه مادر ايشان نزد او بر زنان ديگرش ترجيح