حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

450

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

راست است كه آداب مغول بعد از استيلاى ايشان بر ممالك متمدّنه مغلوب آداب متمدّنين گرديد ولى باز بسيارى از آنها كه موجب بر ترك آنها نبود ( مثل قبول مذهب مغلوبين ) و چنگيزيان به علت تعلق بخان خود آنها را معمول ميداشتند ( مثل ياساهاى چنگيزى ) مرسوم و مرعى ماند و بمغلوبين نيز سرايت كرد . ما در اينجا ذيلا بپاره‌اى از آداب و مراسم مغول كه در ايام حكومت فرزندان چنگيز بر ايران معمول بوده اشاره ميكنيم و شرح تأثير آداب اسلامى و ايرانى را در مغول براى موقع ديگر مىگذاريم . نظر شخص چنگيز خان اين بوده كه طوايف مغول مطيع خود را بشكلى نگاه دارد كه بوسيلهء آن بدويان چادرنشين همه وقت بر متمدّنين شهرنشين غالب باشند به همين جهت بهيچيك از آداب متمدّنين توجّه نداشت بلكه مغول را از اختيار شهر نشينى منع ميكرد و خود او جز بمراجعت بسرزمين اصلى اجدادى و ادامهء همان زندگانى بدوى اظهار علاقه نميكرد . مغول به عادت عموم بدويان در زير چادرها منزل ميكردند و مقام خود را در ييلاق يا قشلاق به زبان مغولى يورت يا اردو ميگفتند و بنابراين عادت حتى بعد از تسخير ممالك متمدّنه و احتياج باقامت در پايتخت هم باز براى خود محلهائى را بعنوان ييلاق و قشلاق اختيار ميكردند و در تابستان و زمستان با حشم و خيول و مواشى به آن نقاط ميرفتند و اشخاصى بنام يورتچى قبلا براى انتخاب مقام مناسب جهت خان و حواشى او به اطراف سفر مينمودند و منازلى لايق براى اين كار اختيار ميكردند و خان مغول با اتباع و احشام و اغنام خود به آنجا ميرفت و چادرهاى موئين يا نمدى اردوى خود را برپا مينمود و كسان او نيز در زير همين قبيل چادرها يا كلبه هائى كه از شاخ و برگ درختان ميساختند در اطراف يورت خان منزل ميگرفتند و پس از انجام فصل و حركت از آن يورت عموم لوازم غيرمنقول اقامت مثل كلبه‌هاى چوبين و غيره را آتش ميزدند .