حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 39

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

فريقين بخانه‌هاى خود مراجعت نمودند بعد از سينّاخريب آسور حيدّون « 1 » بر تخت آسور نشست پادشاه عيلام خومبان خالداش « 2 » دوّم چون آسور را در جاهاى ديگر مشغول و گرفتار ديد در مملكت بابل تاخت‌وتازهائى نمود و تا شهر سيپ‌پار پيشرفته با غنائمى بشوش مراجعت كرد ( 674 ق . م ) و بعد از چند روز درگذشت بعد برادر او اورتاكو « 3 » به تخت نشسته با آسور روابطى برقرار كرد توضيح آنكه آسور در سال مجاعه كمكى بعيلام نمود و دولت عيلام مجسّمه ربّ النّوع سيپ‌پار را كه در جزء غنائم آورده بود مسترد داشت در زمان آسور حيدّون آسور باعلى درجه قدرت رسيد غير از عيلام در آسياى غربى ديگر دولتى نمانده بود كه تابع آسور نباشد . آسوربانىپال و جنگ‌هاى او در 669 ق . م آسوربانىپال به تخت نشسته تمام حواس خود را بفرونشاندن شورش مصرىها متوجه داشت عيلامىها از موقع استفاده كرده بتاخت و تاز در مملكت بابل پرداختند و غنائمى از آن‌جا آوردند پس از آن به زودى اورتاكو درگذشت و برادر او ت‌اوم‌مان « 4 » به تخت نشست اين تغيير سلطنت براى عيلام بسيار شوم بود توضيح آنكه پادشاه جديد خواست برادرزاده‌هاى خود را بكشد و اين اقدام باعث شد كه شصت نفر از شاهزادگان عيلامى فرار كرده بدربار آسور پناه بردند و پادشاه آسور با آغوش باز آنها را پذيرفت با اين مقصود كه از جنگ خانگى استفاده كرده عيلام را ضعيف و بعد درهم شكند در اين احوال ( ت‌اومّان ) بپادشاه آسور تكليف كرد كه فراريان عيلام را مسترد دارد او جواب رد بعيلام داد و جنگ درگرفت چون قشون آسور به زودى بحدود عيلام رسيد و تمام قواى عيلامي حاضر نبود پادشاه عيلام در انتظار تكميل قواى خود با تأنّى تا نزديكى شوش عقب نشست و براى اينكه فرصتى بدست آرد يكى از

--> ( 1 ) - ASSURHIDDIN ( 2 ) - KHUMBAN - KHALDASCHII ( 3 ) - URTAKU ( 4 ) - TEUMMAN