حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
418
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
در پائيز سال 616 چنگيز بعد از آنكه تهيّات خود را كامل كرد با سپاهى كه مقدار آن را مسلمين از 000 ، 600 تا 000 ، 700 و محقّقين جديد از 000 ، 150 تا 000 ، 200 دانستهاند از درهء سفلاى سيحون و زير درياچهء آرال ( بحيرهء خوارزم ) بهجوم بممالك خوارزمشاهى مشغول شد . عدد لشكريان خوارزمشاه بمراتب از سپاهيان چنگيزى بيشتر بود امّا اين لشكر كه از نژادهاى مختلف و اقوام گوناگون مركب بودند نه با يكديگر اتّحادى جنگى داشتند و نه تحت اداره و نظم صحيحى بمبارزه ميرفتند بعلاوه ما بين سران سپاهى و امراى خوارزمشاهى در باب نقشهء دفاع اختلافاتى عظيم وجود داشت جمعى ميگفتند بايد در كنار سيحون جلو چنگيز را گرفت ، پارهاى عقيده داشتند كه در ماوراء - النّهر اين كار بهتر ميسّر است حتّى طايفهاى گفتند كه ممالك ماوراء النهر و ايران را بايد رها كرد و در هندوستان جلوى مغول را گرفت . از اين نقص بزرگ گذشته بعلّت سوء سياست و بيرحميهاى سلطان محمّد خوارزمشاه كه هيچ دولتى و هيچ پادشاه متنفّذى را بجا نگذاشته و اكثر بزرگان و لشكركشان را يا كشته و يا در زندان افگنده بود جمع كثيرى از درباريان و امراى او نيز سرّا با چنگيز دست يكى كرده بودند و محرمانه خيالات خوارزمشاه را به او خبر ميدادند خود چنگيز هم پيوسته بتوسّط بازرگانان و جاسوسان از وضع دربار خوارزمشاه و مملكت او كسب اطلاعات ميكرد و با نهايت بصيرت و تدبير در راه فتح بلاد خوارزمشاهى قدم برميداشت . لشكريان چنگيز در ماه رجب 616 در مقابل حصار اترار كه از طرف مشرق اول خاك خوارزمشاه بود حاضر شدند . در اين محل چنگيز سپاه خود را به ترتيب ذيل به چهار قسمت منقسم ساخت : 1 - هفت تومان يعنى 000 ، 70 تن از ايشان را بفرماندهى جغتاى و اوگداى يا اگتاى دو پسر خود بفتح اترار مأمور كرد . 2 - يك دستهء ديگر را بپسر ديگر خود جوجى يا توشى سپرد و فتح بلاد