حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

419

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

كنار سيحون را بعهدهء او گذاشت . 3 - 000 ، 5 تن نيز مأمور شدند كه شهرهاى خجند و بناكت را در ماوراء النّهر بگيرند . 4 - قسمت اعظم سپاه مغول بسركردگى چنگيز كه با پسر چهارم يعنى تولوى يا تولى همراه بود راه بخارا را پيش گرفتند تا رابطهء سپاهيان خوارزمشاهى ماوراء النّهر را با خوارزم قطع كنند . فتح بخارا در 616 چنگيز پس از عبور از شطّ سيحون ابتدا به شهر زرنوق از حصارهاى شمال بخارا رسيد . مردم آن كه ابتدا قصد مقاومت داشتند بالاخره سر تسليم پيش آوردند يا باصطلاح مغول ايل شدند چنگيز ايشان را امان داد و جوانان شهر را بعنوان حشر با خود برد و غرض از حشر در آن ايّام لشكريان غيرمنظّم بوده است كه از ايشان در كارهاى غيرنظامى مثل پركردن خندقها و آوردن سنگ و چوب جهت انباشتن رودخانه و خرابى حصار استفاده ميشد . پس از گرفتن زرنوق و قلعهء نور در دوازده فرسنگى شمال بخارا لشكريان چنگيزى در غرّهء ذى الحجّه 616 به نزديكى دروازهء بخارا رسيدند و شهر را كه در آنجا از سپاهيان خوارزمشاهى اردوى بزرگى مقيم بود در محاصره گرفتند . بعد از سه روز محاصره و زدوخورد خوارزميان مغلوب شدند و اهل بخارا جز تسليم چاره‌اى نديدند و مغول در چهارم ذى الحجّه به اين شهر آباد كه بهترين و مهمترين بلاد ماوراء النّهر بود ريختند . در فتح بخارا چون نگاهبانان قلعهء شهر سخت مقاومت بخرج دادند چنگيز امر داد تا در بخارا آتش زدند و چون بناى خانه‌هاى شهر از چوب بود باستثناى بعضى از سراها و مسجد جامع كه آنها را از خشت پخته ساخته بودند بقيّهء شهر طعمهء آتش شد و مغول مردم را بخارج شهر كوچ دادند و جوانان را بعنوان حشر گرفتند و از ايشان جماعتى كه بجان امان يافتند به اطراف پراگنده گرديدند . از يكى از فراريان بخارا حال شهر را پس از استيلاى مغول پرسيدند ، گفت : آمدند و كندند و سوختند