حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

370

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

و طغرل را رسما بسلطنت عراق منصوب نمود و قوام الملك ابو القاسم درگزينى را بوزارت او گماشت و خود بخراسان براى دفع عصيان احمد خان خاقان ماوراء النّهر به خراسان برگشت . 10 - غياث الدّين ابو الفتح مسعود بن محمّد 529 - 547 بعد از مراجعت سنجر داود بهمدان آمد و در رمضان 526 با طغرل بجنگ پرداخت . طغرل داود را در نزديكى همدان منهزم ساخت و ببغداد گريخت . مسعود كه بر گنجه حكومت داشت از شنيدن اين خبر راه بغداد پيش گرفت و در آنجا با داود ملاقات كرد و خليفه را واداشت كه او را در صفر 527 سلطان و داود را وليعهد بشناسد . سپس بهمدان تاخت و طغرل را در شعبان اين سال شكست داد و بر پايتخت سلاجقهء عراق مسلّط گرديد و چون شنيد كه برادرش به راه قم و رى منهزم شده در عقب او رفت و اين بلاد را با اصفهان و قسمتى از فارس مسخر كرد و طغرل پيوسته با درگزينى از اين شهر به آن شهر ميگريخت و در همين ايّام سرگردانى بود كه بتاريخ شوّال 527 درگزينى را بالاخره كشت و جمع كثيرى را از شرّ او نجات بخشيد . طغرل پس از جمع سپاهى تازه در رمضان 528 در نزديكى قزوين بر مسعود غلبه يافت و همدان را از برادرش گرفت و مسعود ببغداد فرارى شد و از خليفه يارى طلبيد . مسترشد عازم كمك به او بود كه خبر فوت طغرل در محرّم سال 529 رسيد و مسعود بهمدان آمد و بسلطنت جلوس كرد . قتل مسترشد در 18 ذى القعدهء 529 و راشد در 25 رمضان 532 بعد از مستقر شدن مسعود بر تخت سلطنت سلجوقيان عراق ما بين مسترشد خليفه و مسعود بهم خورد و علت آن پناه بردن جمعى از امراى مسعودى بود بدار الخلافه و واداشتن مسترشد را بانداختن نام مسعود از خطبه .