حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

366

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

سلطان محمود در به دو سلطنت بعصيان دو برادر خود طغرل و مسعود گرفتار گرديد . مسعود كه هنگام فوت پدر در موصل بود در جمادى الاولى 512 به يارى چند تن از امراى الجزيره ببغداد حركت نمود و بر آنجا استيلا يافت ليكن كمى بعد چون محمود آذربايجان و موصل را به او واگذاشت با برادر صلح كرد و بمقرّ حكمرانى خويش برگشت . طغرل در تاريخ مرگ پدر هشت ساله بود و اتابكش انوشتكين شيرگير بنام او ولايت ساوه و آوه و زنجان را اداره ميكرد و او كه در عهد سلطان محمّد قسمتى از قلاع اسماعيليّه را مسخّر ساخته بود در سال 513 از طرف سلطان محمود از اتابكى طغرل معزول گرديد و محمود اتابكى جديد جهت آوردن برادر به خدمت خويش معيّن نمود . اتابك جديد طغرل را بعصيان واداشت و چون از حركت سلطان مسعود بهمدان اطّلاع يافت طغرل را با خود برداشت و بگنجه گريخت و بتدريج بر بلاد ارّان و درّهء ارس مستولى گرديد . در سال 514 محمود پس از شكست از سنجر بار ديگر بر برادر طغيان كرد و با وزير خود شاعر فاضل معروف مؤيّد الدّين ابو اسماعيل حسين بن على طغرائى اصفهانى از موصل بجنگ محمود عازم شد ولى در جنگى كه در نيمهء ربيع الاوّل اين سال در گردنهء اسدآباد بين دو طرف درگرفت شكست خورد و طغرائى اسير گرديد و بامر محمود بقتل رسيد . مسعود فرار اختيار نمود و كمى بعد از ناچارى باطاعت برادر درآمد . جنگ محمود با گرجيان در سال 517 پادشاه گرجستان داود ثانى « 1 » ( 482 - 519 ) پسر گيورگى سابق الذّكر كه مردى رشيد و كارى بود و از اسلام و قرآن اطّلاعاتى كافى داشت و نسبت برعاياى مسلم خويش در كمال رأفت و حسن معامله ميزيست مقارن اين ايّام جميع نواحى شمال مملكت خود را از درياى سياه تا داغستان و دربند مسخّر ساخته و از تركان قبچاقى قريب 40000 تن در جزء سپاهيان داخل كرده و با دادن دختر خود بيكى از امراى

--> ( 1 ) - David II