حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

324

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

كردند و از طرفى ديگر ابراهيم ينال برادر طغرل در سال 440 ببلاد او تاخت و بقراطى بناچار از امپراطور روم شرقى يارى خواست ليكن تركان سلجوقى هر دو سپاه را مغلوب ساختند و در عهد طغرل اوّل ابراهيم ينال پس از فتح بلاد ارزنة الرّوم و ملازگرد تا بندر طرابوزان پيش رفت . در سال 446 چنان كه در فوق گذشت الب ارسلان و پسرش ملكشاه و وزيرش خواجه نظام الملك بنخجوان آمدند . ملكشاه و نظام الملك پس از گشودن بسيارى از قلاع و بلاد گرجستان و ابخاز به خدمت الب ارسلان برگشتند و سلطان خود نيز سفرى بولايت كارتلى ( گرجستان غربى ) رفت و بقراطى چاره‌اى نديد جز آنكه با قبول پرداخت خراج و دادن دختر خود بالب ارسلان با سلطان سلجوقى از در صلح درآيد . اين دختر را بعدها الب ارسلان طلاق داد و خواجه نظام الملك به عقد خويش درآورد . پس از فتح گرجستان و ابخاز الب ارسلان امارت تفليس را بامير كرد نژاد گنجه يعنى امير فضلون واگذاشت و از راه قارص بفتح قلعهء آنى ( در مغرب ايروان بر سر راه اخلاط در ارمنستان ) رفت و پس از مدّتى محاصره آنجا را از تصرّف عيسويان بيرون آورد و بر اثر اين فتوحات نام الب ارسلان در جميع بلاد اسلامى پيچيد و خليفه امر داد تا علنا بر منابر بدعا و ثناى سلطان سلجوقى قيام نمايند . فتوحات الب ارسلان در طرف مشرق بعد از گشودن قلعهء آنى الب ارسلان باصفهان آمد و از آنجا بكرمان رهسپار گرديد و از آنجا برادرش قاورد بن جغرى كه از سال 433 امير اين ديار شده و لقب عماد الدّوله قراارسلان اختيار نموده بود باستقبال سلطان شتافت و الب ارسلان پس از اطمينان از انتظام آن حدود بپاىتخت خويش يعنى مرو برگشت و در آنجا دختر طمغاج خان ابراهيم خاقان افراسيابى را به ازدواج پسر خود ملكشاه آورد و دختر سلطان ابراهيم غزنوى را هم‌چنانكه در ضمن سلطنت اين پادشاه گفته‌ايم براى ارسلانشاه يكى ديگر از پسران خود گرفت و به اين ترتيب بين سه خاندان سلجوقى و خانى و غزنوى رابطهء قرابت برقرار گرديد .