حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
315
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
پادشاهى آل بويه در اين تاريخ چنان كه در سرگذشت اين پادشاهان ديدهايم با ملك رحيم پسر امير ابو كاليجار بود كه در 440 بجاى پدر باميرى كرمان و فارس و خوزستان و عمان و عراق عرب رسيده بود ليكن دولت او قوّت و استحكامى نداشت چه هم مدّعيان داخلى او زياد بودند و هم خوارج عمان و سلاجقه از طرف خراسان و قهستان و اصفهان و كرمانشاهان ممالك او را تحت تهديد داشتند و خود او نيز كسى نبود كه بتواند كرمان را از تهديد الب ارسلان و فارس و خوزستان و عراق را از خطر طغرل نجات دهد . در سال 443 يعنى موقعى كه طغرل بر اصفهان مستولى شده بود چنان كه در تاريخ ديالمه گذشت « 1 » ملك رحيم شيراز و اصطخر را كه يكى از برادرانش ابو منصور فولادستون بتصرّف خود آورده بود از او گرفت و فولادستون از طغرل يارى خواست . فولادستون بالاخره بدستيارى اين سپاه در 445 بر شيراز استيلا يافت و ابتدا بنام طغرل سپس باسم ملك رحيم و خود خطبه خواند . اگرچه در سال 447 يكى از امراى ديلمى فولاد نام امير ابو منصور را از شيراز بيرون كرد و نام طغرل را از خطبه انداخت و كمى بعد ملك رحيم باز شيراز را تحت امر خويش آورد ليكن بشرحيكه ذيلا بيايد در همين سال 447 طغرل ملك رحيم را اسير نمود و با اين واقعه دولت ديالمهء آل بويه بدست طغرل اوّل سلجوقى منقرض گرديد . اوضاع دار الخلافه و آذربايجان و الجزيره مقارن استيلاى طغرل اوضاع دار الخلافه و بلاد الجزيره و آذربايجان در اين ايّام صورتى خوش نداشت . خلافت با القائم بأمر اللّه ( 422 - 467 ) خليفهء عبّاسى بود ليكن اختيار كلّى كارها را مملوكى داشت از غلامان سابق بهاء الدّولهء ديلمى بنام
--> ( 1 ) - رجوع شود بصفحهء 170 - 176