حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

316

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

ابو الحارث ارسلان بساسيرى « 1 » كه رئيس لشكريان ترك بود و قائم خليفه در حقيقت در مقابل بساسيرى و اصحاب او قدرتى نداشت . در بلاد الجزيره و عراق عرب يعنى در موصل و ديار بكر و حلّه از امراى جزء سه سلسله حكومت ميكردند كه اگرچه به ظاهر همه مطيع خليفهء عبّاسى بشمار مىآمدند ليكن اين اطاعت فقط جنبهء دينى و روحانى داشت و امراى اين سلسله‌ها در لشكركشى و منازعات با يكديگر چندان بامر خليفه گوش فرانميدادند . خلفاى فاطمى كه در سال 297 هجرى در حدود تونس حاليّه دولتى تشكيل داده و در 356 بر وادى نيل دست يافته و شهر قاهره را بيادگار فتح آن سرزمين ساخته و پاىتخت خود قرار داده بودند چنان كه ميدانيم بعلّت اسماعيلى بودن جدّا مدّعى خلفاى عبّاسى بغداد و امرائى كه تحت حمايت اين خلفا ميزيستند بودند و چون داعيان اسماعيلى كه بتشكيل خلافت فاطميان موفّق آمده بودند از ايران برخاسته و در موطن اصلى بر اثر قدرت سامانيان و غزنويان نتوانسته بودند دولتى عظيم تشكيل دهند جانشينان ايشان همه وقت ميل داشتند كه دامنهء استيلاى خود را بر مشرق نيز بسط دهند و خلافت عبّاسى را يكسره براندازند و اين مقام را بعلويان كه فاطميّون خود را بايشان منتسب ساخته بودند واگذارند . اگرچه فاطميّون در نتيجهء انتقال پاىتخت خود از تونس بقاهره قسمت غربى ممالك خود يعنى جزاير صقليّه ( سيسيل ) و مالطه ( مالت ) و طرابلس و تونس را از دست دادند ليكن در طرف مشرق بر خلاف در سمت شام حدود دولت خود را جلو آوردند چنان كه سيف الدّولهء حمدانى بعلّت شيعى بودن بفاطميان گرويد و خلفاى فاطمى در سال 394 رسما حلب را بممالك خويش ضميمه كردند و تا 414 كه اعراب بنى مرداس بر حلب مستولى شدند به آن ولايت حاكم ميفرستادند . همچنين بعضى از امراى ديار بكر و نقاط ديگر الجزيره تبعيّت از حكم خليفهء فاطمى مصر را قبول كرده بودند مخصوصا در

--> ( 1 ) - بساسيرى يعنى از مردم بساسير كه شكل قديم نام شهر پسا يا فسا از بلاد معروف فارس است كه ابو الحارث ارسلان از آنجا بوده .