حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

312

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

ابو منصور فرامرز رسيد ليكن پسر ديگر او ابو كاليجار گرشاسف زير بار برادر ديگر نرفت و در نهاوند دم از استقلال زد و برادر ديگر او ابو حرب نيز كمى بعد سر بعصيان برداشت و اين حال نفاق ميدان را براى مداخلهء سلاجقه آماده ساخت چنان كه در همين سال ابراهيم ينال برى آمد و از ظهير الدّين خواست كه اطاعت سلاجقه را گردن نهد . ظهير الدّين زير بار نرفت و چون ديد كه دشمنى قوى روى كرده است از رى بهمدان و بروجرد آمد و با برادر خويش ابو كاليجار گرشاسف صلح نمود و گرشاسف حاضر شد كه با گرفتن حكومت همدان رياست ظهير الدّين را بر خود بشناسد . ابراهيم ينال در سال 434 پس از استيلاى بر رى بتعقيب پسران علاء الدّولهء كاكويه ببروجرد شتافت و آنجا را بتصرّف خويش درآورد سپس به قصد ابو كاليجار گرشاسف بيكى از قلاع شاپور خواست ( خرّم‌آباد حاليّه ) پناه جست ابراهيم ينال با وجود تصرّف شاپور خواست و كشتار مردم و حركات زشت ديگر بر گرشاسف دست نيافت و چون شنيد كه طغرل برى آمده بحضور او رفت و گرشاسف بهمدان برگشت . طغرل پس از فتح خوارزم و گرگان و طبرستان از خراسان برى آمد و آنجا و و بلاد جبل را از ابراهيم ينال گرفت و او را مأمور حدود سيستان كرد . در اين سفر طغرل بر بلاد قزوين و ابهر و زنجان دست يافت و امراى ديلم و طارم تحت تبعيّت او آمدند و ابو منصور فرامرز و برادرش ابو كاليجار گرشاسف نيز پس از آنكه ديدند از عهدهء سلطانى به آن اقتدار برنمىآيند غير از تسليم ممالك خود چاره‌اى نديدند . طغرل اصفهان را همچنان بابو منصور واگذاشت ليكن گرشاسف را برى خواست و همدان را از او گرفت و بيكى از علويان سپرد امّا چون اهل قريهء كنگاور از تسليم قلعه بطغرل ابا كردند طغرل گرشاسف را به آنجا فرستاد و گرشاسف در همانجا ماند . در موقعى كه طغرل در رى بود جمعى از سپاهيان خود را بضبط ولايت كرمان مأموريت داد و اين ولايت چنان كه ميدانيم در همين تاريخ در تصرّف ابو كاليجار ديلمى بود . امير ديلمى وزير خود را از شيراز بدفاع كرمان فرستاد و اين وزير سپاهيان طغرل را مغلوب ساخت و كرمان را موقّتا از استيلاى ايشان حفظ كرد .