حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

311

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

موقع را براى تسخير آن نواحى مناسب يافت و به آن صوب حركت كرد . نوشيروان از گرگان بسارى گريخت . عاقبت چون ديد كه از عهدهء طغرل برنمىآيد تعهّد نمود كه تحت تبعيّت طغرل درآيد و هر سال 30000 دينار خراج بديوان سلطان سلجوقى بفرستد . طغرل هم پذيرفت و براى آنكه گرگان و طبرستان را مستقيما تحت امر و ادارهء خود داشته باشد اميرى از امراى خويش را كه مردآويج نام داشت بحكومت آن ولايات روانه نمود و با اين حركت در حقيقت سلسلهء آل زيار را منقرض ساخت . اگرچه پس از مرگ نوشيروان كه در سال 435 فوت كرده پسرش جستان نيز سالى چند عنوان امارت گرگان را داشته است ليكن اين عنوان جز اسمى نبوده و كارها فقط بصوابديد عامل مستقيم طغرل سلجوقى ميگذشته است . فتح خوارزم و رى و همدان در 434 سابقا گفتيم كه در ايّام كشمكش سلطان مسعود غزنوى با تركمانان سلجوقى ولايت خوارزم را يكى از پسران آلتونتاش خوارزمشاه يعنى اسماعيل خندان از چنگ عمّال غزنويان بيرون آورد . سلطان مسعود بار ديگر خوارزم را بتوسّط شاهملك بن على يكى از امراى تحت حكم خويش متصرّف شد و اسماعيل خندان بطغرل و جغرى پناه جست . جغرى به يارى اسماعيل لشكر بخوارزم برد امّا از شاهملك شكست يافت و حال بر اين منوال بود تا آنكه مسعود مغلوب و مقتول گرديد و سلطنت بمودود رسيد و خوارزم همچنان در دست گماشتهء غزنويان يعنى شاهملك بن على بود . در سال 434 طغرل خود بخوارزم توجّه كرد و پس از محاصرهء آن شهر بر شاهملك غلبه يافت و شاهملك متوارى شد و از طريق دهستان و طبس بكرمان و مكران فرار كرد ليكن در آنجا بدست برادر ابراهيم ينال اسير افتاد و به اين ترتيب خوارزم ضميمهء ممالك سلجوقى گرديد . در ابتداى سال 433 علاء الدّوله ابو جعفر كاكويه تفصيل احوال و خروج او را در طىّ تاريخ آل بويه و غزنويان ديده‌ايم وفات يافت و ادارهء حكومتى او كه شامل رى و اصفهان و همدان و قسمتى از بلاد غربى ايران بود بپسرش ظهير الدين