حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

291

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

از غوريّه اميرى كه با سنجر و بهرامشاه معاصر بود ملك عزّ الدّين حسين است كه هفت پسر داشت و چون از اين پسران چهار تن ايشان بسلطنت رسيده‌اند او را ابو السّلاطين لقب داده‌اند . پسر بزرگتر ملك عزّ الدّين حسين يعنى ملك فخر الدّين مسعود كه در سال 550 يعنى يك سال قبل از مرگ سلطان سنجر بامارت طخارستان رسيده و مؤسّس شعبهء غوريهء باميان شده چون مادرش كنيزكى ترك بوده نتوانست در بلاد اصلى پدر بجاى او بسلطنت بنشيند به همين جهت سلطنت غور بيكى ديگر از برادرانش سيف الدّين سورى رسيد و او پس از جلوس به اين مقام ممالك پدرى را بين برادران خود تقسيم نمود و ادارهء هر قسمتى را بيكى از ايشان سپرد . ملك سيف الدّين سورى مؤسّس حقيقى سلسلهء ملوك غوريّه است . 1 - سيف الدّين سورى ( 543 - 544 ) به شرحى كه در سلطنت بهرامشاه گفتيم از برادران سيف الدّين سورى يكى كه قطب الدّين محمّد نام و ملك الجبال لقب داشت و در فيروزكوه كه خود او بنا كرده بود مقيم بود از برادران ديگر رنجش و توهمّى حاصل كرد و بغزنه بپناه بهرامشاه پدرزن خود رفت . پادشاه غزنوى ابتدا او را مكرّم داشت ولى بعدها بعلّت محبّتى كه مردم غزنه بر اثر حسن صورت و كرم و جوانمردى او به او پيدا كرده بودند بر او بدگمان گرديد و او را پنهانى مسموم ساخت . چون خبر اين واقعه كه بسال 543 اتّفاق افتاده بملك سيف الدّين سورى رسيد بانتقام خون برادر لشكر بغزنين كشيد و بهرامشاه را مغلوب و منهزم نمود و در جمادى الاولى 543 بر غزنه مستولى شد . سال بعد قيام سيف الدّين سورى بر بهرامشاه و تسخير غزنين را بدست لشكر غورى بايد ابتداى سلطنت ملوك غوريّه محسوب داشت .