حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
280
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
در سال 435 مودود به قصد گرفتن خراسان لشكرى به آن حدود فرستاد امّا ايشان از الب ارسلان پسر طغرل سلجوقى شكست يافتند و با هزيمت بغزنين برگشتند و چون مودود در همين تاريخ گرفتار قيام سه نفر از راجههاى هندو شد ناچار به سمت هند متوجّه گرديد و راجههاى عاصى را كه بر لاهور تاخته بودند مغلوب ساخت و پس از گرفتن قلاعى چند و مطيع نمودن ايشان بغزنين برگشت . در آخر عمر مودود به خيال پس گرفتن ممالك از دست رفتهء پدرى با چند نفر از ملوك اطراف مثل ابو كاليجار ديلمى و خاقان ترك بر ضدّ سلاجقه اتّحاد كرد و قرار شد كه متّحدين از سه طرف بر سلجوقيان بتازند . لشكريان ابو كاليجار در كوير لوت دچار صدمات بسيار شدند و خود او نيز مريض گرديد و باصفهان برگشت . مودود نيز بمحض حركت از غزنين بقولنج مبتلى آمد و بپاىتخت برگشت و كمى بعد يعنى در بيستم رجب 441 مرد فقط تركان در حدود خراسان و خوارزم چندى بغارت و تاخت تاز پرداختند و پس از شكست از سلاجقه باوطان خود مراجعت نمودند . 5 - و 6 - على بن مسعود و مسعود بن مودود ( دو ماه از رجب تا رمضان 441 ) پس از مرگ مودود امرا پسر صغيرش مسعود ثانى را امير خواندند ليكن پس از پنج روز عمّ او ابو الحسن علىّ بن مسعود اوّل را كه بهاء الدّوله لقب داشت با او در امارت شريك كردند و قريب دو ماه كار سلطنت غزنوى به اين شكل ميگذشت تا آنكه عبد الرّشيد پسر ديگر سلطان يمين الدّوله محمود كه بدست مودود برادرزادهء خود محبوس شده و پس از مرگ او نجات يافته بود از بست بغزنه تاخت و تاج و تخت را بتصرّف خويش آورد .