حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

269

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

بنام مسعود رسيد و مسعود با قوّت قلب تمام بجانب غزنين رهسپار شد . محمّد حاجب بزرگ على بن ايل ارسلان را كه از منسوبين نزديك سلطان محمود بود و به همين جهت او را على قريب يا على خويشاوند ميخواندند با عمّ خود يوسف بن سبكتكين بسردارى لشكر اختيار نمود و درصدد جلوگيرى از مسعود برآمد ليكن اين دو سردار به زودى فهميدند كه مقاومت با مسعود و نبرد با او مثمر ثمرى نيست به همين جهت محمّد را در 13 شوّال 421 در حالىكه بشرب و نوش مشغول بود گرفتند و كور كردند و در قلعه‌اى محبوس ساختند سپس مسعود را بر لشكريان خود امير و سلطان خواندند امّا مسعود همين كه بهرات رسيد ابتدا على خويشاوند را گرفت و كشت سپس عمّ خود يوسف را در حبس انداخت و بر بسيارى از سران سپاهى كه با برادر از در غدر و مكر پيش آمده بودند به سختى و تخفيف معامله نمود . وزارت محمّد را در مدّت هفت ماه امارتش خواجه ابو سهل احمد بن حسن حمدوى داشت و اين خواجه از بزرگان منشيان و فضلا و ادب‌پروران زمان خود بوده و ذكر او بار ديگر بميان خواهد آمد . 3 - سلطان مسعود بن محمود ( 421 - 432 ) شهاب الدوله مسعود پس از ورود بغزنين و گرفتن مقام پدر امر داد كه خواجه ابو القاسم احمد بن حسن ميمندى را كه از تاريخ 215 بامر سلطان محمود در هند محبوس بود بپايتخت آوردند و وزارت خود را در عهدهء او گذاشت و اين خواجه تا سال 424 كه تاريخ فوت اوست در اين مقام برقرار بود . از جمله كسانى كه در جلوس مسعود بدست او گرفتار آمدند خواجه ابو على حسنك وزير ميكالى بود كه اين سلطان بعلّت سعيى كه خواجهء مزبور در رساندن محمّد بسلطنت كرده بود او را بقرمطى بودن متّهم ساخت و او را بدار آويخت .