حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
262
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
كه در اوّلى اين سلطان بر قلعهء ناردين از قلاع پنجاب در مغرب نهر جيلم از شعب سند و در دوّمى بر بتخانهء تانيسر ( در شمال دهلى ) دست يافت و بت بزرگ تانيسر را با خود بغزنين آورد . 5 - در سال 409 محمود شهر قنّوج ( در كنار شط گنگ و شمال شرقى شهر كاونپور ) را گشود و راجهء آنجا تسليم شد و رعاياى او قبول اسلام كردند امّا چون محمود برگشت راجههاى ديگر از اين حركت راجهء قنّوج اظهار نفرت نمودند و يكى از اعاظم ايشان بجنگ او آمد و او را كشت . سلطان محمود بار ديگر بجلگهء گنگ لشكر كشيد و اين بار بتخانهء بسيار مشهور موتّرا را كه در كنار گنگ و شمال شهر اگره است فتح نمود و جميع نفايس آن را كه از آن جمله بتى زرّين بود بغارت برد و با شكوه و جلال بغزنه مراجعت كرد . 6 - بزرگترين و آخرين غزوهء محمود در هند لشكركشى اوست بسال 416 بولايت گجرات و شبه جزيرهء كاتياوار ( حدّ فاصل بين ولايت سند و هندوستان مركزى ) محمود شنيده بود كه بزرگترين بتخانههاى هندوستان در شهر سومنات در ساحل جنوبى شبه جزيرهء كاتياوار قرار دارد و عقيدهء هندوان برآنست كه علّت دست يافتن محمود بر ساير بتان هندى خشم و سخط بت سومنات بر آنها بوده محمود كه ميدانست بتخانهء سومنات گنجينهء زر و سيم و جواهر و نفايس است براى تملّك آن خزاين و اندوختههاى گرانبها و برانداختن بت بزرگ برهمانيان در دهم شعبان 416 با 30000 سوار و جماعتى مجاهد داوطلب از طريق مولتان و صحراى بزرگ تار خود را بشبه جزيرهء كاتياوار رساند و در راه بر شهر انهلواره پاىتخت ولايت گجرات قديم استيلا يافت و در نيمهء ذى القعده بپاى حصار سومنات رسيد . حصار سومنات بر بالائى مشرف به دريا قرار داشت و هنود از دو طرف در دفاع آن سخت كوشيدند ليكن عاقبت حريف مجاهدين اسلام نشدند و محمود پس از سه روز بتخانه را گشود و خود با گرزى كه در دست داشت بت اعظم را كه از سنگ و به طول