حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

263

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

پنج ذراع بود درهم شكست و پاره‌هائى از آن را براى نمودن چنين فتحى بغزنه و مكّه و بغداد فرستاد و در دهم صفر 417 بپايتخت خود برگشت . بتخانهء سومنات را كه يكى از نمونه‌هاى بسيار عالى معمارى هندى بوده اصلا بر پايه‌هاى سنگى و ستونهاى چوبى برپا داشته بودند و برفراز آن چهارده گنبد از طلا ميدرخشيد و خزاين آن مملو از نفايس و جواهرى بود كه راجه‌ها و زوّار هند در ساليان دراز به آنجا فرستاده بودند . قيمت اين نفايس را كه بدست لشكريان محمود بغارت رفته تا 20000000 دينار نوشته‌اند . فتح رى و اصفهان در 420 چنان كه در احوال مجد الدّولهء ديلمى ديديم « 1 » اين امير پس از فوت مادر خود سيّده خاتون بعلّت استبداد لشكريان خويش از شرّ ايشان بسلطان محمود متوسّل شد . محمود هم كه منتظر فرصت براى دست يافتن بر بلاد جبل و برانداختن ديالمهء اين حدود بود ابتدا على حاجب را برى فرستاد و به او دستور داد كه مجد الدّوله را دستگير نمايد و على نيز چنين كرد سپس خود در ربيع الآخر سال 420 برى رسيد و بر خزاين گرانبها و كتابخانهء ذيقيمت مجد الدّوله دست يافت و قريب 1000000 دينار وجه نقد و نزديك به 500000 دينار جواهر او را بتصرّف خود گرفت سپس اكثر كتب مجد الدّوله را به اين عنوان كه كتب حكمتى و نجوم و از نوشته‌هاى ضلال است سوخت و به اين ترتيب دولت ديالمهء رى را منقرض نمود . بعد از فتح رى و كشتن جمعى از اصحاب مجد الدّوله ببهانهء بددينى سلطان محمود قزوين و ساوه و آبه را نيز مسخر كرد و پسر خود مسعود را بفتح زنجان و ابهر فرستاد و او را پس از گشودن اين بلاد بر ممالك ديالمه كه تازه تسخير شده بود از جانب خود بنيابت گذاشت و بخراسان برگشت . حكومت اصفهان و همدان و شاپور خواست به شرحى كه در تاريخ ديالمه گفته‌ايم در اين تاريخ با علاء الدّوله ابو جعفر محمّد بن دشمنزيار كاكويه بود و او چون

--> ( 1 ) - رجوع كنيد بصفحهء 183