حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

247

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

در دهم ذى القعدهء 389 ببخارا آمد و بكتوزون را كه از راه تملّق باردوى او رفته بود با عبد الملك و برادر كورش منصور و ساير شاهزادگان سامانى دستگير نمود و دولت سامانى به اين وضع بدست امير ترك ديگرى از بخارا و ماوراء النّهر نيز منقرض شد و اين واقعه يكى از شوم‌ترين وقايع تاريخ ايرانست چه از اين تاريخ ديگر دست عنصر آريائى ايرانى از يكى از اصلىترين قسمتهاى ايران كه ماوراء النّهر باشد كوتاه شد و بر اثر استيلاى پىدرپى تركان و اجانب ديگر اين كشور بزرگ كه مهد ادبيّات فارسى درى و موطن و مدفن جمع كثيرى از بزرگان فضلاى ايرانى است از تصرّف ايرانيان بدر رفت همچنانكه هنوز هم خارج است . نظرى به وضع ادارى و طرز حكومت سامانيان دولت امراى سامانى كه هيچوقت از تحت تبعيّت و قبول فرمان روحانى خليفهء بغداد بيرون نرفته بودند و پيوسته خود را مطيع و مجريان اوامر عبّاسيان ميشمردند مدّت 110 سال ( از 279 وفات نصر تا 389 تاريخ استيلاى ايلك خان بر بخارا ) دوام كرد « 1 » . در طىّ اين يك قرن و اندى سامانيان كه همه بشعبهء تسنّن از مذاهب اسلام عقيده داشتند با وجود ايرانى بودن خليفهء عبّاسى بغداد را بر خود امير المؤمنين و رئيس روحانى ميشناختند و در اين سيره عينا همان روش طاهريان را دستور زندگانى و امارت قرار داده بودند و به همين علت طبقهء روحانيّون و علماى دين در ماوراء النّهر و خراسان همه وقت از امراى سامانى پشتيبانى ميكردند بر خلاف كسانى كه بمذاهب شيعه گرويده بودند و از ترس قدرت سامانيان و علماى اهل سنّت پنهان ميزيستند مواقعى كه فرصتى بدست مىآمد با مخالفان امراى سامانى همدست ميشدند و محرمانه ايشان را ببرانداختن اين سلسله از امرا دعوت مىنمودند .

--> ( 1 ) - سامانيان به غير از نصر برادر اسمعيل كه بامارت نرسيد نه نفر بودند و در اين قطعه كه بعنصرى منسوب است اسامى ايشان تعداد شده : نه تن بودند ز آل سامان مشهور * هريك بامارت خراسان مأمور اسماعيلى و احمدى و نصرى * دو نوح و دو عبد الملك و دو منصور