حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
242
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
هزيمت به قصد استيلا بر بخارا حركت نمود ليكن در يازدهم ربيع الاوّل 380 از دو سردار نوح بكتوزون و اينج شكست خورد و به طرف بلخ و ترمذ گريخت و در اين ناحيه بر امير ابو الحارث فريغونى عامل نوح بر جوزجانان ظفر يافت و چون كينهء نوح را در دل گرفته بود با خان افراسيابى « 1 » توران صاحب كاشغر يعنى شهاب الدّوله هارون معروف به بغراخان طرح اتّحاد ريخت و او را بگرفتن بخارا دعوت نمود و از قضا ابو على سيمجورى نيز كه از فرمان نوح در پرداخت وظيفهء لشكريان ابا كرده و از عاقبت اين نافرمانى انديشهناك بود همين بغراخان را بتصرّف بخارا خواند و فايق چون ديد خصم او با خان ترك ساخته و طرفين قرار گذاشتهاند كه ولايات سامانى را بين خود تقسيم نمايند از نوح طلب عفو نمود و ببخارا برگشت و نوح او را با اينج حاجب بجلوى بغراخان فرستاد . بغراخان در تاريخ ربيع الاوّل 382 لشكريان نوح را شكست داد و فايق تسليم بغراخان شد و از ياران او گرديد . خان افراسيابى نيز در نتيجهء اين فتح بر بخارا استيلا يافت و نوح بخارا را ترك گفته دست استمداد به طرف ابو على سيمجورى دراز نمود ليكن ابو على جوابى به اين دعوت نداد و چون در همين اثنا بغراخان در بخارا مريض شد و در حين مراجعت بتركستان در راه مرد نوح كه متوارى بود بدار الملك خود برگشت و بار ديگر زمام امور را بدست گرفت . بعد از مراجعت نوح فايق كه از جانب بغراخان بر بلخ والى شده بود به خيال تسلّط بر بخارا به آن صوب عازم شد امّا از سپاهيان نوح شكست يافت و از اضطرار بپناه ابو على سيمجورى رفت و هر دو بر خلاف اساس امارت نوح يار يكديگر گرديدند و تصميم گرفتند كه بر بخارا حمله ببرند . در مقابل عصيان اين دو سردار قوى نوح چارهاى نديد جز آنكه از سبكتكين داماد الپتكين سابق الذّكر كه بجاى او در غزنين امير شد ، و در مشرق
--> ( 1 ) - اين سلسله يعنى سلسلهء آل افراسياب را قراخانيان يا ايلكيه و يا خانيان ميخوانند و ايشان چنان كه بعد خواهيم ديد بالاخره بدست سلطان محمد خوارزمشاه برافتادند .