حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
207
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
پس از رسيدن عمرو بسيستان چون كار حدود شام و مصر بسبب خروج احمد بن طولون سخت پريشان شده و فتنهء صاحب الزّنج نيز همچنان باقى بود موفّق نامهاى بعمرو نوشت و در آشتى زد . عمرو رسول خليفه را مال بسيار داد و كرمان و فارس و خراسان را سالى 10000000 درهم از خليفه مقاطعه كرد و يكى از غلامان برادر خويش را كه سبكرى نام داشت بسفارت ببغداد فرستاد . موفّق امر داد تا در دار الخلافه نام عمرو ليث را بر منبرها و دكانها و خانهها و لواها نوشتند و اسم او را با نام خليفه در خطبهها شريك كردند و اين افتخار پيش از عمرو هيچكس را حاصل نشده بود . امير سيستانى مدّت دو سال از 274 تا 276 در سيستان ماند و به ترتيب امور آن سامان مشغول بود تا در ربيع الاوّل 276 از آنجا عازم فارس شد و چون بفارس رسيد شنيد كه برادرش على كه پس از شكست عمرو از خجستانى در نتيجهء خيانت على در حبس برادر بود و در قلعهء بم كرمان به اين عنوان ميزيست از آنجا گريخته و برافع بن هرثمه كه هنوز در خراسان دم از سركشى ميزد پيوسته است امّا عمرو به اين موضوع زياد اعتنائى نكرد و چون دانست كه باز موفّق نام او را از منابر و لواها و خطبه انداخته و خود نيز عازم اصفهان شده تا احمد بن عبد العزيز سابق الذّكر را بجنگ با عمرو برانگيزد از فارس بكرمان برگشت و پس از تهيّهء اسباب كار بفارس بازآمد و در نزديكى اصطخر سردار موفّق را شكستى فاحش داد و مظفّر و منصور در محرّم 277 بشيراز وارد شد و امر داد كه نام خليفه را از خطبه بيندازند و بنام خود او خطبه بخوانند . سپس احمد بن عبد العزيز را هم مغلوب ساخت و علنا بر خليفه قيام كرده راه اهواز و بغداد را پيش گرفت امّا وزير خليفه بانواع تملّقها و وعدهها عمرو را از اهواز برگرداند و چون معتمد هم مقارن همين ايّام فوت كرد و معتضد خليفه شد نزاع بين دار الخلافه و عمرو ليث موقّتا خوابيد بخصوص كه معتضد رسما با عمرو صلح نمود و امارت فارس و كرمان و خراسان و سيستان و كابل و شحنگى بغداد را بامير صفّارى واگذاشت و دستور داد كه باز نام عمرو را در خطبه و لواها داخل كنند و در حرمين باسم او خطبه بخوانند .