حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

208

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

عمرو هم خشنود و ممنون بسيستان مراجعت نمود و اين دفعه تصميم گرفت كه ريشهء فتنهء رافع را كه با برادر او على بن ليث همدست شده بود يكسره قطع كند . رافع بن هرثمه از سالى كه بدستور موفّق و محمّد طاهرى بحكومت خراسان منصوب شده بود تا تاريخ 279 كه عمرو ليث از فارس بسيستان برگشت در خراسان و گرگان و طبرستان و رى بتاخت‌وتاز اشتغال داشت از جمله چنان كه در تاريخ علويان طبرستان گفتيم در 274 محمّد بن زيد داعى را مغلوب كرد و بر جرجان و طبرستان مسلّط شد و در همين ايّام بود كه علىّ بن ليث برادر عمرو با دو پسر خود برافع پيوستند . مقارن مراجعت عمرو ليث از كرمان محمّد بن زيد عامل رافع را از طبرستان بيرون كرد امّا حريف خود او نشد . رافع عاقبت چون ديد كه دشمنانى قوى از اطراف در قصد او هستند و به تنهائى تاب جنگ با عمرو بن ليث و محمّد بن زيد علوى و احمد بن عبد العزيز كه از طرف خليفه والى اصفهان و رى بود ندارد صلاح خود را در آن ديد كه با احمد بن عبد العزيز و محمّد بن زيد صلح كند و با حواسّ جمع متوجّه عمرو ليث كه قوىترين حريفان او بود بشود . به همين نظر در 280 با احمد بن عبد العزيز صلح نمود و با محمّد بن زيد نيز كنار آمد و طبرستان و گرگان را به او واگذاشت و بنام محمّد بن زيد در اين نواحى خطبه خواند و داعى به او وعده داد كه چهار هزار تن از دلاوران ديلمى را به يارى او بفرستد . عمرو ليث چون از اين مصالحه اطّلاع يافت رسولى پيش داعى فرستاد و او را از بىوفائى و غدّارى رافع ترساند و داعى هم از دادن كمك برافع خوددارى نمود . رافع پس از فراغت خاطر از جانب محمّد بن زيد و احمد بن عبد العزيز در 283 بنيشابور آمد تا عمرو ليث را كه پس از فتح هرات بنيشابور رسيده بود از آنجا براند ليكن از امير صفّارى شكستى سخت خورد و بسيارى از يارانش اسير شدند از آن جمله بودند دو پسر علىّ بن ليث كه بعد از فوت پدر خود در سال 280 همچنان در پيش رافع ميزيستند عمرو ايشان را لطف بسيار كرد و به عقب رافع كه بابيورد گريخته بود شتافت رافع از آنجا بسرخس گريخت و در غياب عمرو بنيشابور برگشت اما عمرو