حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
179
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
بر قابوس و ابو العبّاس تاش سپهسالار امير نوح بن منصور سامانى كه به يارى دشمنانش آمده بودند غلبه كرد و فخر الدّوله و قابوس به علت قدرت مؤيّد الدوله و عضد الدّوله از پس گرفتن ممالك خود مأيوس گرديدند . مؤيّد الدّوله تا سال 372 كه سال فوت عضد الدوله است از جانب برادر بر تمام عراق عجم و گرگان و طبرستان امارت ميكرد و چون برادرش وفات يافت در اين نواحى به كلى مستقل شد و او اين ممالك را بتدبير و كفايت وزير ناميش صاحب ابو القاسم اسماعيل بن عبّاد ( 326 - 385 ) كه از منشيان و بلغاى بسيار معروف زبان عربيست اداره ميكرد و صاحب كه دستپروردهء ابو الفضل بن العميد منشى مشهور و وزير ركن الدّوله است مردى كريم و فضلدوست و بخشنده و نسبت بشعرا بذّال و مشوّق بوده و در رى و اصفهان همه وقت در گرد او جمع كثيرى از اهل علم و بحث و شعر و ادب ميزيسته و بنام او شعر ميگفته و كتاب مىنوشتهاند و صاحب در اين سيره با رقيب همعصر خويش شمس المعالى قابوس دم برابرى و همچشمى ميزده است و او مالك كتابخانهاى بوده است كه جهت كثرت عدد كتاب و امتياز نسخ در آن ايّام بيمانند بشمار ميرفته . 2 - فخر الدّوله ( 366 - 387 ) يك سال پس از مرگ عضد الدّوله مؤيّد الدّوله نيز در گرگان وفات يافت و چون مؤيّد الدّوله جانشينى جهت خود اختيار ننموده بود وزيرش صاحب بن عبّاد بزرگان مملكت را بر آن داشت كه فخر الدّوله را از نيشابور بخواهند و او را كه بزرگ خاندان بويهى است و مالك اوّلى اين بلاد بوده بجاى برادر بامارت بردارند . رأى صاحب را همگى پذيرفتند و فخر الدّوله در رمضان 373 از نيشابور بجرجان آمد