حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

137

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

وشمگير بگرفتن آنجا نايل نمىآمد عاقبت وشمگير امان خواست و حاضر شد كه از اين تاريخ ببعد بنام امير نصر سامانى خطبه بخواند . ابو على هم در آخر سال 330 با وشمگير صلح كرد و ببخارا روانه گرديد و سالار پسر وشمگير را بعنوان گروگان با خود همراه برد و هنوز بخراسان نرسيده بود كه خبر مرگ امير نصر به او رسيد . وشمگير و پسران بويه در حركت ابو على چغانى بجانب بخارا حسن بن فيروزان هم با او بود امّا او در راه بخارا باردوى ابو على دستبرد نموده با مقدارى غنيمت و سالار پسر وشمگير بخراسان برگشت و بر گرگان و دامغان و سمنان تسلّط پيدا كرد و ابراهيم بن سيمجور عامل سامانيان جز صلح با او راهى ديگر نديد . وشمگير هم فرصت را مناسب يافته بار ديگر رى را به تصرف خود آورد . در اين موقع حسن بن فيروزان سالار پسر وشمگير را به خدمت او فرستاد و قبول نمود كه در تحت اطاعت پسر مردآويج خدمت كند . حسن بن بويه متّحد ابو على چغانى براى بيرون آوردن رى از چنگ وشمگير به آنجا شتافت و وشمگير از جلوى او منهزم شده بطبرستان و از آنجا بخراسان گريخت حسن به زودى بر طبرستان دست يافت و حسن بن فيروزان در اطاعت او درآمد و دختر خود را بزوجيّت به او داد . اين دختر مادر فخر الدّولهء ديلمى پسر حسن ركن الدّوله است . فرار وشمگير بخراسان براى استمداد از امير نوح بن نصر و سردار معروف او ابو على چغانى بود . امير سامانى ابو على و منصور بن قراتكين را به يارى وشمگير بفتح رى فرستاد ليكن ايشان حريف حسن بن بويه نشدند فقط وشمگير در صفر 333 جرجان را از دست حسن بن فيروزان بيرون آورد امّا بنگه داشتن آنجا قادر نيامد و ناچار بخراسان بپناه منصور بن قراتكين فرار كرد . امير نوح عازم جرجان و جنگ با حسن بن فيروزان و حسن بن بويه شد امّا چون حكمران طوس ابو منصور محمّد بن عبد الرزّاق طوسى كه اوّلين شاهنامهء نثر را بنام او جمع كرده‌اند و به همين جهت در تاريخ ادبيّات فارسى ذكرى بخير دارد بر نوح شوريده و با آل بويه همدست شده بود اوّل بسركوبى او رفت و ابو منصور بحمايت آل بويه برى گريخت . حسن بن بويه او را اكرام