حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

138

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

كرد و بجنگ يكى از خاندان آل مسافر بآذربايجان مأمورش نمود . منصور بن قراتكين در 336 طوس و نيشابور را از دست كسان ابو منصور طوسى بيرون آورد و مادر و كسان او را اسير گرفته ببخارا فرستاد . در همين سال ركن الدّوله حسن بن بويه « 1 » و پدرزنش حسن بن فيروزان بار ديگر وشمگير را از طبرستان و جرجان راندند و امير زيارى اين نوبت هم براى استمداد از آل سامان بخراسان پناه جست . از اين تاريخ تا فتح دوّم طبرستان بدست ركن الدّوله در 342 چند نوبت بين آل بويه و سرداران سامانى كه به يارى وشمگير مىآمدند زدوخورد شد و هر طرف گاهى غالب و گاهى مغلوب بودند تا آنكه بالاخره ابو على چغانى در رى با ركن الدّوله صلح كرد و حسن مجال آن را يافت كه وشمگير را به كلى از طبرستان و گرگان براند . وشمگير باز بخراسان گريخت و ابو على چغانى را از حكومت خراسان معزول كرد و چون ابو على قدم در راه عصيان گذاشت و خود را در نيشابور امير خواند نوح وشمگير را بدفع او فرستاد و ابو على اضطرارا بركن الدّوله متوسّل شد . ركن الدّوله و ابو على بجرجان رفتند و وشمگير را باز از آنجا طرد كردند و امّا اين حال دوامى نكرد چه بمحض مراجعت ركن الدّوله وشمگير به يارى خراسانيان بر آنجا مستولى شد تا آنكه بالاخره ركن الدّوله در 351 وشمگير را بگيلان متوارى ساخت و از نو طبرستان و گرگان را تحت فرمان خود وارد كرد . مرگ وشمگير در 357 در اثناى اين كشمكشها آل بويه ولايت كرمان را هم از دست امير آن ابو على بن الياس بيرون آورده بودند . ابو على ببخارا پيش امير منصور بن نوح سامانى آمد و او را بگرفتن ممالك آل بويه

--> ( 1 ) - در تاريخ 334 احمد بن بويه بر بغداد و مستكفى خليفه مستولى شد خليفه او را معز الدّوله و برادرش حسن را ركن الدّوله و برادر ديگرش على را عماد الدّوله لقب داد به همين جهت از اين ببعد ما ديگر پسران بويه را بالقاب ايشان ياد خواهيم كرد .