حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
120
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
پزشك معروف ابو بكر محمّد بن زكرياى رازى كتاب معروف خود منصورى را بنام او برشتهء تأليف آورده است . محمّد بن هارون پس از پناهنده شدن بگيلان براى آنكه انتقام خود را از امير سامانى بكشد بدعاة علوى گيلان توجّه كرد و در اين تاريخ يعنى سال 290 بزرگ علويان گيلان مردى بود فصيح و ديندار از فرزندان امام زين العابدين باسم حسن بن على و بلقب ناصر كبير « 1 » كه سالها در گيلان و ديلمان بدعوت مردم پرداخته و اكثر مردم آن نواحى را بدين اسلام آورده بود و خيالى جز كشيدن انتقام خون محمّد بن زيد در سر نداشت و به همين خيال هم در سال 289 بآمل حمله برده ولى از سپاه سامانى شكست يافته و بديلمان پناهنده شده بود « 2 » . محمّد بن هارون دست بيعت بناصر كبير داد و او را در پس گرفتن طبرستان و طرد عمّال سامانى از آن سامان مشوّق شد . ناصر كبير و محمّد بن هارون و چند تن از بزرگان گيلان كه در بيعت ناصر آمده بودند بطبرستان حمله بردند و در زمستان 290 در نزديكى آمل پس از جنگ بسيار سختى كه چهل روز طول كشيد بالاخره لشكريان ابو العباس سامانى حكمران طبرستان و متحدين او يعنى اسپهبد شهريار پسر فادوسبان و اسپهبد شروين پسر رستم بن قارن را شكست دادند و قريب 7000 نفر از سپاهيان سامانى را كشتند و ابو العباس برى گريخت . علّت عمدهء شكست ابو العباس اين بود كه چون او از امير اسماعيل مدد خواست اسماعيل پسر خود احمد را به يارى او فرستاد ليكن احمد به علت خصومتى كه با ابو العباس داشت بقدرى در راه خود را معطّل كرد تا بر سپاه ابو العباس شكست افتاد . ابو العباس يكى از سران سپاهى خود را برى فرستاد و او بحيله بر محمّد بن هارون دست و او را ببخارا فرستاد و فتنهء او دفع شد ناصر كبير بديلمان برگشت و بار ديگر طبرستان تحت حكم ابو العباس سامانى درآمد . چون امير اسماعيل فوت كرد و احمد بر جاى او نشست به علت خصومت ديرينه
--> ( 1 ) - حسن بن على را چون ثقل سامعه داشته است « اطروش » يعنى كرهم نامند ( 2 ) - در اين نبرد پدر ماكان يعنى كاكى و پدر حسن يعنى فيروزان كشته شدهاند