حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
119
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
آورد . اسماعيل هم لشكرى آراسته بهمراهى محمّد بن هارون سرخسى از سرداران خود بجلوى داعى فرستاد و در قدم اوّل داعى در معركه تير خورد و كشته شد محمّد بن هارون در شوّال 287 سر او را با پسرش ببخارا فرستاد و جرجان و طبرستان را مطيع امير اسماعيل سامانى كرد امّا محمّد بن هارون كمى بعد راه عصيان پيش گرفت و اسماعيل ناچار شد كه خود در 288 بطبرستان بيايد و محمّد بن هارون را از آنجا براند 3 - حسن بن على ناصر كبير ( 301 - 304 ) بعد از قتل محمّد بن زيد و آمدن امير اسماعيل سامانى بطبرستان اين ولايت مستقيما تحت ادارهء عمّال سامانى درآمد و سادات علوى بديلمان و گيلان پناه جستند . از تاريخ 287 تا سال 301 يعنى در مدّت سيزده سال طبرستان مطيع سامانيان بود و حاكمى از بخارا براى ادارهء آن مأمور ميشد . امير اسماعيل پس از حركت از طبرستان اين ولايت را بپسر عمّ خود ابو العبّاس عبد اللّه بن محمّد بن نوح سپرد و از آنجا عازم رى شد تا بدعوت خليفه محمّد بن هارون را كه بر آن شهر استيلا يافته بود دفع كند . محمّد بن هارون كه در سال 288 از دست اسماعيل بديلمان گريخته بود بعد از چندى باستدعاى مردم رى عازم آن شهر شد و پس از كشتن حكمران ترك آن آنجا را از عمّال خليفهء عبّاسى گرفت . خليفه باسماعيل پيغام داد كه رى نيز جزء حوزهء حكومتى تست بايد كه آنجا را از وجود محمّد بن هارون مصفى سازى . اسماعيل برى شتافت امّا قبل از رسيدن او محمّد بن هارون بقزوين و از آنجا بزنجان و گيلان رفت اسماعيل رى را بلامنازع تصرّف كرده بپسر عمّ ديگر خود ابو صالح منصور بن اسحق واگذاشت و ابن منصور كه از 290 تا 296 بر رى حكومت نموده همان كسى است كه حكيم و