حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

102

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

متوكّل ( 232 - 247 ) كه بر خلاف برادر خود واثق از بدسيرت‌ترين خلفاى بنى عباس است و اصلا بدستيارى رؤساى غلامان ترك بخلافت رسيد و اوّل كار او آزار بآل على و نبش قبر شهداى كربلا بود سپس براى نجات از شرّ تركان محمّد بن عبد اللّه بن طاهر طاهرى را با عدّه‌اى از سپاهيان خراسانى او ببغداد خواست و او را شحنهء بغداد كرد و از سامرّا به شهر ديگرى كه خود ساخته بود پناه برد ليكن عاقبت بدست پسرش بقتل رسيد . بدرفتارى متوكّل نسبت بآل على كه نسبة در عهد مأمون و معتصم و واثق براحت ميزيستند بر آن باعث آمد كه جمع كثيرى از ايشان از عراق به طرف رى و قزوين و زنجان و گيلان و طبرستان و جرجان گريختند و در اين نقاط بدعوت مردم بر ضدّ بنى عباس مشغول شدند . اين سادات علوى كه اكثر از شيعيان زيدى بودند بلقب داعيان يا اهل دعوت اشتهار يافته و جماعتى از ايشان سه سال پس از قتل متوكّل سلسلهء علويان طبرستان را تشكيل داده‌اند و ميتوان گفت كه بزرگترين ضربتى كه بقدرت و نفوذ خلفاى عباسى وارد آمده از جانب همين علويان طبرستان و دست‌پروردگان ايشان يعنى ديالمه بوده است . معتمد ( 256 - 279 ) ديگر از خلفاى بالنسبه مشهور عباسى معتمد پسر متوكّل پانزدهمين خليفهء اين سلسله است و او بدستيارى برادرش موفّق امور خلافت را بالنسبه سر و صورتى داده و چند بار براى جلوگيرى از يعقوب ليث صفارى و مدّعى ديگرى كه در بصره طلوع كرده و به علت گرد آوردن سپاهيان زنگى بدور خود صاحب الزنج لقب يافته بايران و خوزستان لشكركشى نموده و بالاخره هم بدست موفّق بر هر دو غلبه يافته است . در فاصلهء بين خلافت متوكّل و ختم ايّام معتمد طبرستان در 250 بدست داعيان علوى و سيستان و خراسان و كرمان و فارس بدست صفاريان و ماوراء النهر بدست آل سامان و مصر بدست آل طولون از خلافت عباسى مجزّا گرديد . معتضد ( 279 - 281 ) پسر موفّق شانزدهمين خليفهء عباسى كه بر عمرو ليث صفارى دست يافته و عاقبت در موقع احتضار بقتل او امر داده است و