حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

91

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

خلافت هارون الرّشيد ( 170 - 193 ) مشهورترين و شايد بزرگترين خلفاى عباسى پسر دوّم مهدى يعنى هارون است كه پس از جلوس بجاى برادر بلقب الرّشيد ملقب شده . هارون نيز مانند هادى در ابتداى امر تحت نفوذ مادر خود خيزران بود ولى پس از سه سال كه خيزران مرد هارون استقلال يافت و زمام امور خلافت را بدست پسر خالد برمكى يحيى و پسران يحيى سپرد چه يحيى در حقيقت هارون را بزرگ و تربيت كرده بود و هارون او را پدر ميخواند و از پسران يحيى يكى كه فضل باشد برادر رضاعى هارون محسوب ميشد به اين معنى كه هم خيزران فضل را شير داده بود و هم مادر فضل هارون را . در سال 176 هارون فضل را بحكومت آذربايجان و ارمنستان و جبال فرستاد و چندى بعد خراسان را نيز بر آنها افزود و در 178 يحيى بن خالد برمكى را رسما بوزارت خود برگزيد و او را كاتب و وزير و نايب خويش خواند . هارون مردى بود سخت متعصب و ديندار ، هر سال يا بجهاد ميرفت و يا به حج و گاهى در روز صد ركعت نماز ميگزارد و غالب اوقات خود را بمعاشرت با فقها و شعرا ميگذراند و بايشان انعامات و صلات فراوان مىبخشيد . و چون ضمنا مردى عياش و خوشگذران بود قصورى چند جهت خود در كنار فرات و دجله ساخته بود و در آنها با سازندگان و كنيزكان خوش‌آواز و گويندگان و ظرفا سرميكرد . به همين علل تجمل و جلال دربار هارون مشهور آفاق شده و قصص و افسانه‌هاى بيشمار راجع به آنها در زبان مردم انتشار يافته و بعد قسمتى از آنها را در كتاب مشهور الف ليله داخل كرده‌اند . خلافت هارون سه رشته وقايع قابل ذكر دارد : اوّل سختگيرى و بدرفتارى اين خليفه با علويان ، دوّم برانداختن خاندان برمكى سوّم حشر هارون با شعرا و اهل