حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 4
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
صغير ميرسد و از آنجا بايران و هند ميگذرد دوّمى از اوقيانوس هند توليد شده به طرف ايران ميوزد علّت اينكه جهت اين بادها تغيير نميكند از اينجاست كه بادهاى مذكور بايد از دالان تنگ سلسلههاى جبال بگذرد و بديهى است كه كوهها جا و جهت عوض نمىكند در بعضى از قسمتهاى ايران بادها مانند باد 120 روز سيستان وزش منظّم و تند دارد در وسط فلات ايران كويرى است كه اهالى جنوب آن را لوت مينامند و با وجود اينكه پستترين قسمت فلات ايران استباز بلنديش به 609 متر ميرسد عبور از كوير براى كاروانها از جهت باتلاقها و ريك روان خطرناك مىباشد در فلات ايران رودى كه قابل كشتىرانى باشد منحصر بكارون است رود مزبور كه از كوههاى بختيارى شروع مىشود در خوزستان جارى است و بشطّ العرب ميريزد رودهاى ديگر از اينقرار است : در شمال ارس و سرخ رود يا قزلاوزن ( كه پس از اينكه بشاهرود پيوست سفيدرودش نامند ) و اترك اين سه رود بدرياى خزر ميريزد در اصفهان زايندهرود كه در باتلاقي گم مىشود در طرف مشرق مرغاب و هريرود كه در صحراى تركمن فروميروند در سيستان هيلمنذ ( يا هيرمند ) و در حدّ شمال شرقى فلات ايران رود بزرگ آمويه كه از بدخشان شروع شده بدرياى آرال ميريزد « 1 » فلات ايران داراى چند درياچه است و علماء معرفت الارض آنها را باقى مانده دريائى ميدانند كه وقتى قسمت اعظم فلات ايران را در زير
--> ( 1 ) - اين رود در زمان اسكندر بدرياى خزر ميريخته و سفاين تجارتى از آمويه بدرياى مزبور و از اين راه به رود ( كوروش ) يا كوراى كنونى ( در قفقازيّه ) ميرفته بعد اين رود مجراى خود را تغيير داده و آب خود را بدرياى آرال ريخته در 1220 ميلادى مغولها براى خراب كردن ( ارگنج ) پاىتخت خوارزم آب رود را به طرف شهر مزبور بردند و در نتيجه آمويه بمجراى سابق افتاد و تقريبا سه قرن اين مجرى را مىپيمود ولي بعدباز تغيير مجري داده به طرف درياى آرال رفت چنان كه حالا هم به اين حال باقى است چون درياچه آرال را در جغرافيا دريا گفتهاند مؤلف هم دريا نوشته