حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 3

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

دماوند در نزديكى طهران و سبلان در آذربايجان اين آتش‌فشانها اكنون خاموش است اعلادرجه بلندى فلات ايران در جنوب آن و سراشيبي فلات از جنوب بشمال است زيرا در كرمان ارتفاع آن تقريبا 1600 متر است و حال آنكه در مشهد از 1050 و در تبريز از 1200 تجاوز نميكند « 1 » مساحت فلات ايران دو ميليون و ششصد هزار كيلومتر مربّع يا تقريبا پنجاه و پنج هزار فرسخ مربّع مىباشد « 2 » ايران امروزى از اين مساحت داراى شصت و سه درصد يا تقريبا دو ثلث از كلّ است و آنچه باقى ميماند متعلّق بممالكى است مانند افغانستان و بلوچستان و غيره كه در اثر حوادث تاريخى از اوايل قرن سيزدهم هجرى متدرّجا از ايران جدا شده‌اند . آب و هواى فلات ايران خشك است بخصوص در قسمت مركزى آن‌كه موسوم به كوير لوت و يكى از گرمترين جاهاى دنيا است باستثناى گيلان و مازندران و سواحل خليج پارس كه بارندگى در آنجاها زياد است در ساير نقاط ايران مجموع مقدار باران در عرض سال تقريبا از سه گره و نيم تا چهار گره و نيم تجاوز نميكند « 3 » در شمال ايران بادهاى باران‌آور زياد ميوزد ولى وقتى كه بكوههاى بلند البرز برميخورد غالبا به طرف جنوب آن تجاوز نميكند از اين جهة در گيلان و مازندران بارندگى زياد مىشود در صورتى كه صفحات جنوبى اين كوه خشك است بادهائيكه در ايران ميوزد از دو سمت است شمال غربى و جنوب شرقى اوّلى از اثر بادهاى تند شمال امريكا است كه از اوقيانوس اطلس عبور كرده از راه درياى مغرب « 4 » بشامات و آسياى

--> ( 1 ) - مطر معادل يك گز از مقادير جديد يا پانزده گره و شش عشر است ( 2 ) - كيلومتر معادل يك ميل از مقادير جديد يا 975 ذرع است ( 3 ) - از 22 الى 28 سانتيمتر ( 4 ) - مدىترانه را در ايران بعضى درياى سفيد يا بحر ابيض مىنامند و ليكن اين اسم در جغرافيا بدرياي سفيد كه با اوقيانوس منجمد شمالي مربوط است اطلاق شده درياي مديترانه را اكثر ملل از جهت موقع آن در ميان سه قارّه درياى « ميان زمين » ناميده‌اند ولى چون اين اسم مأنوس نيست لابد بايد آن را مانند قدما درياى مغرب يا روم ناميد در اين كتاب اسم اوّلي اختيار شده