حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

59

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

شده براى ادارهء مملكت بانشاء بعضى تأسيسات اقدام كرده كه آنها نيز از بزرگترين خدمات او باسلام است از آن جمله است ترتيب تاريخ هجرى و تأسيس بيت المال و دفاتر مالياتى بنام ديوان بتقليد ايرانيان و تنظيم امر صدقات و خراج و بناى شهرهائى در بلاد مفتوحه بدست سرداران خود مثل كوفه و بصره در عراق و فسطاط در مصر . خلافت عثمان ( 23 - 35 ) عمر در ايّاميكه بر اثر زخم ابو لؤلؤ بسترى بود پنج تن از صحابه را كه حضرت رسول هنگام رحلت از ايشان راضى بود يعنى علىّ بن ابى طالب و عثمان بن عفان و طلحه و زبير و سعد بن ابى وقاص را تعيين كرد تا مسلمين يكى از آن جمع را بخلافت اختيار نمايند و دستور داد كه پس از مرگ او على بن ابى طالب و عثمان و عبد الرحمن ابن عوف و سعد بن ابى وقاص بعنوان مشورت در تعيين خليفه گرد آيند و پسر او عبد اللّه را نيز با محروم كردن از خلافت در اين شورى دخالت دهند و بيش از سه روز امر اختيار خليفه را بتأخير نيندازند ، ضمنا گفت كه اگر در اين كار بين شما اختلافى بروز كرد جانب آن كس را بگيريد كه عبد الرّحمن با اوست مثل اينكه يقين داشت كه بين اهل شورى اتفاق حاصل نخواهد شد و عبد الرّحمن به علت آنكه داماد عثمان است بانتخاب او اشاره خواهد كرد . عبد الرّحمن چون بين صحابه اختلاف شد با عثمان بيعت نمود و عثمان خليفه شد در صورتى كه ديگران براى اين كار از همه جهت نسبت به او احقّ و اولى بودند و حركاتى كه بعدها از خليفهء سوّم سرزد حتى عبد الرحمن را هم از او متنفر ساخت . عثمان بدستور عمر تا يك سال واليانى را كه خليفهء ثانى به اطراف فرستاده بود بر مقام خود باقى گذاشت اما پس از انقضاى اين مدت بتدريج اكثر آنان را برداشت و اقرباى خود را بجاى ايشان فرستاد مگر معاوية بن ابى سفيان را كه عمر پس از عمرو عاص بحكومت شامش فرستاده بود و با اينكه معاويه بر خلاف صحابهء رسول اللّه