حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

60

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

بشرابخوارگى و جمع مال و ترتيب اساس سلطنت پرداخت و مسلمين واقعى از او شكايتها كردند عثمان او را همچنان در شام نگاه داشت . وليد بن عقبه برادر مادرى خود را بجاى مغيرة بن شعبه بكوفه و كسى ديگر را كه برادر رضاعى او بود بجاى عمرو عاص بمصر و پسر خال خويش را بجاى ابو موسى اشعرى ببصره فرستاد و به اين شكل ممالك عمدهء اسلامى را بين كسان خود تقسيم كرد . در عهد اين خليفه سرداران اسلام تونس ( باصطلاح مسلمين افريقيه ) و جزيرهء قبرس « 1 » و قسمتى از خراسان و طبرستان را فتح و بممالك مسخرهء عهد عمر ضميمه نمودند . هلاك يزدگرد سوم و انقراض سلسلهء ساسانى در سال 31 يزدگرد در سال 31 هجرى بمرو آمد تا در آنجا بجمع سپاه مشغول شود و از خاقان ترك و امراى كاشغر و بلاد ديگر حدود چين شرقى كمك بگيرد . اما در مرو چون خواست كه حساب ماهويه مرزبان آن شهر را كه بتفريط مال ديوانى متهم شده بود بكشد ماهويه با طرخان سمرقند كه او نيز از يزدگرد به علت امتناع پادشاه از دادن دختر خود به او رنجشى داشت همدست شد و اين دو خائن بر قتل آخرين پادشاه ساسانى اتفاق كردند . يزدگرد از ترس جان در نزديكى مرغاب بآسيائى پناه برد اما ماهويه از مقرّ يزدگرد مسبوق شد و چند نفر را بكشتن او به آنجا فرستاد . ايشان هم در همين سال 31 هجرى مطابق 561 ميلادى يزدگرد سوم را كه در تمام دوران سلطنت براى نجات ايران به اين در و آن در ميزد و دقيقه‌اى راحت نداشت بقتل رساندند و بقتل او سلسلهء درخشان ساسانى پس از چهار قرن و ربع شاهنشاهى به اين وضع ناگوار انقراض يافت « 2 » . شوريدن مسلمين بر عثمان و قتل او در سال 35 عثمان با اينكه مردى پاكدامن و حليم بود به علت دخالت دادن فرزندان اميّه و كسان خود در كارها و انحراف از سيرهء بىآلايش حضرت رسول و دو خليفهء اول و سهل‌انگارى در كوتاه كردن

--> ( 1 ) - اين جزيره بتوسط معاويه حكمران شام و در نتيجه يك لشكركشى بحرى صورت گرفت . ( 2 ) - اولاد ماهويه قاتل يزدگرد را مردم خراسان بنام « خداه‌كشان » ميخواندند و اين عنوان ننگ تا مدتها بر ايشان باقى بود .