حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

10

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

يعنى باديهء هموار عربستان و آسمان آبى شفاف آن قوم عرب را مردمى با ذوق و شاعر طبع و ساده‌گو و فصيح اللسان بار آورده و چون در منازعات و منافسات بين خانواده‌ها و قبايل آنجا كه از شمشير و سنان كارى برنمىآمده و يا آنكه اين سلاحها در كار تعطيل بوده ميدان بمردم صاحب بلاغت و گويندگان تيز زبان واگذار ميشده و زبان خطيب و شاعر در بيان مثالب خصم و مناقب قبيلهء خودى و ردّ ادّلهء مناقضين و اقامهء براهين خطابى بر اثبات فضايل طايفه‌اى كه بدان منتسب بوده كار شمشير دلاوران و نيزهء جنگيان را انجام ميداده است . 5 - در ميان بدويان عرب هيچ قسم خط و كتابت و معارف نوشته وجود نداشت . اگر هم معلوماتى از اقوام مجاور اقتباس شده بود دهن بدهن و سينه به سينه بود آن هم مخلوط بخرافات و افسانه‌ها بطوريكه براى آن هيچگونه جنبهء علمى نميتوان قائل شد . فقط خوش ذوقان و اهل تفكر و درايت عرب در نتيجهء به كار انداختن قوهء فكر و تخييل خود و خلطه و آميزش با كهنهء كلدانى و رهبانان عيسوى و احبار يهود و ايرانيان حدود بلاد العرب مطالبى راجع بحقايق زندگانى و عالم و گردش آسمان و سير اختران و عبرت از احوال گذشتگان درك كرده و آنها را در رشتهء كلام منظوم يا نثر مسجّع درآورده بودند تا به علت رايج نبودن خط حفظ آنها بر عامه آسان باشد و اگر در ميان عرب جاهليت معلوماتى موجود بوده است از همين نوع بوده كه آنها را حكم و امثال ميخوانده‌اند و افتخار جاهليين هم به همين اشعار و خطب و حكم و امثالى است كه بطريق روايت از ايشان بمسلمين منتقل شده و در اواخر عهد امويان و زمان بنى عباس بقيد تدوين درآمده است . 6 - آنچه تاكنون گفتيم راجع باحوال بدويان عربست كه اكثر سكنهء عربستان از ايشان مركب بوده‌اند . احوال اهل حضارت عربستان يعنى شهرنشينان يمن و حجاز و بعضى ديگر از نواحى اين سرزمين كه تمدن و خط و كتابت داشته‌اند شرح ديگرى دارد كه عنقريب به آن اشاره خواهيم كرد .