حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
9
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
3 - كم بودن آب و مواد معيشت و منحصر شدن ثروت و دارائى به چند رأس حيوان ( مركوب يا باربر يا شيرده ) يا چند عدد نخل و يا استفاده از مختصر آبى كه در نقطهاى جمع آمده و يا از محلى ميتراود براى اقوام و قبايلى كه همه به اين مايههاى حياتى احتياج دارند پيوسته ايشانرا بر سر دفاع هستى و يا دستبرد به دارائى ديگران در جنگ و جدال مىاندازد و هنر جنگجوئى و سلحشورى و تيراندازى و سوارى و تعرض و گريز و كليهء آداب حرب و فروسيّت جزء صفات ذاتى بدوى مىشود و چون بدوى به علت نداشتن مال و منال زياد و پاىبست نبودن به محلى ثابت طبعا به دنيا و تعيّنات آن بيعلاقه و وارسته بار مىآيد وجودى است سركش و آزادمنش و باصطلاح خود عرب داراى نفسى أبىّ و به آسانى زير بار تحكم اين و آن نميرود و قبول ظلم و زور را از ديگران بر خود عار ميشمارد يعنى هموار كردن اينگونه مسائل را منافى حس شهامت و غيرت خود ميداند و در مقابل دفاع از اين فضايل تا جان دارد ميكوشد و كشته شدن در اين راه را بر خويشتن آسان ميگيرد تا نام او مطعون نگردد و لكهء ننگينى از اين رهگذر بر دامن اخلاف او ننشيند . نتيجهء اين كيفيّت آن شده است كه قبايل يا خانوادههاى عرب اكثر اوقات بر سر امورى جزئى يا مسائلى واهى سالها بلكه در پارهاى موارد نسلا بعد نسل با يكديگر مىجنگيده و هيچكدام راضى بقبول ننگ شكست و پذيرفتن حال غلبه و حكم خصم خود نميشدند و اينگونه جنگها كه آنها را ايّام عرب ميگويند مدتها طول ميكشيده است و حالت جنگ و نكبت كشت و كشتار در ميان ايشان دائمى بوده تا آنجا كه مقارن ظهور اسلام بالاخره عقلاى قبايل بر حرام بودن چهار ماه از دوازده ماه سال اتفاق كرده بودند تا در آن چهار ماه يعنى رجب و ذى القعده و ذى الحجه و محرّم مردم دست از جدال بردارند و موقتا كينهها و خصومتهاى ديرين را فراموش نمايند . 4 - هواى صاف و آسمان درخشان پرستارهء عربستان و استعداد ذاتى قوم عرب كه از شعبهء مستعدّ نژاد سامى هستند و مجال فراوان ايشان براى بيكارى به علت سهولت زندگانى و كوچكى دايرهء حوائج معيشتى و سير دائم بين دو محيط گشادهء پهناور