حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

پيشگفتار 28

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

است كه تاكنون در زبان فارسى چاپ شده است . ضمنا بتأسيس انجمنى بنام « انجمن نشر آثار ايران » مبادرت كرد . غرض وى از اين كار آن بود كه كتابهاى مهم و مفيد فارسى را نشر كند . پس از آنكه يادگار در سال 1328 تعطيل شد اقبال خسته و فرسوده با دلى آكنده از حسرت و آشفته از ايران رميده شد و براى اينكه پايان عمر آسودگى و آرامشى داشته باشد سمت نمايندگى فرهنگى ايران در كشورهاى تركيه و ايتاليا را پذيرفت و تا روزى كه درگذشت در همين مقام باقى بود . روز بيست و يكم بهمن سال 1334 در شهر رم ( ايتاليا ) زندگى را بدرود كرد و از جهان كناره گرفت . اينك براى آشنائى خوانندگان اين سطور به بحثى كلى در باب آثار او از روى مقاله‌اى كه در سال سوم مجله دانشكدهء ادبيات پس از مرگ وى نوشته بودم مىپردازم و سپس فهرست كتب و مؤلفات او را چنان كه در « فرهنگ ايران زمين » آورده‌ام نقل مىكنم تا خوانندگان اين كتاب بر وسعت اطلاعات و دانش آن مرد بلند اقبال چنان كه درخورست وقوف بيابند . يكى از مهمترين كارهاى او در رشتهء تاريخ كتابى است كه در تاريخ مغول تأليف كرد . در زمينهء تاريخ ايران بحوادث ايام سلاجقه نيز علاقه داشت و كتابى در خصوص وزراء سلاجقه نوشته بود كه پس از مرگش به طبع رسيد . اما دو متن فارسى عتبة الكتبه ( مجموعه‌اى است از مكاتبات دوران سلجوقى ) و سمط العلى را كه در تاريخ پادشاهى سلاجقهء كرمان است در اين‌باره بچاپ رسانيد . قسمت ديگرى از تاريخ ايران كه مورد علاقه و تحقيق او بود دوران پادشاهى صفويه و قاجاريه است . دربارهء صفويه متن مجمع التواريخ را چاپ كرد . سلسله مقالاتى كه دربارهء حوادث ايام مزبور و شرح حال رجال اين دوره انتشار داد نيز گواهى بر اين مدعاست . در خصوص قاجاريه مقالات او حتما و حقا سنديت دارد . همچنين كتاب سه سال دربار ايران تأليف دكتر فوريه طبيب مخصوص ناصر الدين شاه را به فارسى ترجمه كرد . ترجمهء دو كتاب « يادداشتهاى ژنرال تره‌زل » و « مأموريت ژنرال گاردان در ايران نيز در همين زمينه است » . سرگذشت امير كبير نيز از آثار خوب او در حوادث اين دوران است .