حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 266
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
و نياز دادن و قربانى كردن براى او وقتى مقبول است كه اين سه صفت در مزدهپرست باشد و الّا نتيجه ندارد از خصائص اخلاق ايرانيهاى قديم كه باعث حيرت مردمان قرون بعد گرديد يكى اين است كه ارزش اعمال به نيّت نيست در صورتى كه براى ما مسلّم است كه الاعمال بالنيّات و ليكن اين عقيدهء ايرانيهاى قديم نتيجه منطقى معتقدات مذهبى آنان بود زيرا از نظر آنها كار بد وقتى كه وقوع مىيافت چه سهوى و چه عمدى قوّت اهريمن را زياد كرده فاعل آن را تنزّل مىداد بنابراين فاعل كار بد در هرحال مكلف بود كه براى رفع اثرات آن كفّاره بدهد يعنى در ازاى كار بد كار خوبى نيز بكند تا كمكى هم بهرمز كرده باشد چيز ديگرى كه باعث حيرت مسلمين شد وقتى كه آنها بايران آمدند منع روزه داشتن است ابو ريحان بيرونى نوشته كه كفّاره روزه بودن براى پارسى زرتشتى اين است كه چند نفر گرسنه را سير كند اين عقيدهباز از معتقدات مذهبى آنان ناشى بود زيرا بعقيدهء آنان روزه از قوّت انسان ميكاست و او كمتر ميتوانست بهرمز و بآفرينش خوب كمك كند از مختصر مذكور به خوبى مشاهده مىشود كه اخلاق آريانهاى ايرانى نتيجهء منطقى معتقدات آنها و مبنى بر فايده انسان بوده باوجوداين چنان كه از تاريخ و تتبّعات محقّقين مشاهده مىشود اين اخلاق كه بر اصل انديشه نيك - گفتار نيك - كردار نيك بنا شده بود در عالم قديم تازگى داشته و وقتى كه آريانهاى ايرانى به آسياى غربى آمده دولتهاى بزرگى تشكيل نمودند يك نوع انقلاب اخلاقى را باعث شدند چه اخلاق آنان برترى داشت بر اخلاق مللي كه قبل از آنها مانند سومريها - كلدانيها - آسوريها - فينيقيها در آسياى غربى حكومت كرده بودند از اين جهت است كه محقّقين استيلاى آريانهاى ايرانى را در آسياي غربى بسان واقعه مهمّى تلقّى كرده و ايران قديم را در تاريخ نشو و نماى تمدّن بشر عاملى دانستهاند كه داراى اهميّت واقعى بوده