حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 267
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
مجازاتها بنابر معتقدات مذهبى ايرانيهاى قديم تفويضى بوده عقيده داشتند كه انسان داراى اراده آزاد و فاعل مختار است يعنى با خود اوست كه دوست هرمز شود و رستگارى يابد يا دوست اهريمن گردد و محكوم بعقوبت و عذاب ايرانيهاى قديم مجازاتهاى دنيوى را بر اين اساس گذارده بودند 1 - توبه 2 - تزكيه 3 - جزاها توبه كه عبارت از پشيمانى باطنى مقصّر است جلوگيرى از دادن مجازاتهاى عرفي يا دنيوى نمىنمود اهمّيت آن فقط از اين حيث بود كه روح مقصّر را موافق معتقدات مذهبى پاك ميكرد و از مجازات اخروى مانع ميشد شخصى كه توبه ميكرد ميبايست نه فقط از كارهاى بد بپرهيزد بلكه در ازاى كار بد كارهاى خوبى هم بكند تزكيه اين بود كه بواسطه آداب مذهبي ارواح بد را از او دور ميكردند امّا راجع به جزاها بدوا بايد گفت كه بعضى از تقصيرات و گناهها را قابل عفو نمىدانستند بدين معني كه در اين دنيا مستوجب قتل و در آخرت باعث عذاب ميشد مانند لاشخورى و راهزنى و بعضى از تقصيرات ديگر جزاها عبارت بود از اعدام در موارد كمى و تنبيه بدنى و جزاى نقدى در موارد ديگر ( چون شرح جزاها در اين مختصر نگنجد مىگذريم ) مبحث چهارم زبان - كتب پهلوى - ادبيّات - خطّ - تاريخ زبان - كتب پهلوي زبان اين دوره پهلوى است كه در فوق ذكرى از آن شده از قرائن چنين به نظر مىآيد كه اين زبان از اواخر دوره هخامنشى متداول شده بود بهرحال در زمان اشكانيان و ساسانيان به اين زبان تكلّم ميكردند و بعد از انقراض ساسانيانباز مدّتى در ايران و مخصوصا در طبرستان به اين زبان حرف ميزدند قديمترين كتابتى كه به زبان پهلوى روى اوراقى شده