حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 260
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ديگر اخذ و تلفيق نموده اين مذهب در ابتداء در بابل كه مركز عقايد و مذاهب مختلفه بود شيوع يافت بعد بسوريّه و فلسطين و بمملكت نبطيها ( شمال غربى عربستان ) رفت پس از آن در مصر شيوع يافت و از آنجا بطرابليس و قرطاجنه سرايت نمود در همان اوان مذهب مزبور در گل « 1 » ( فرانسه امروزى ) و در ايطاليا منتشر شد چنان كه تا قرن ششم ميلادى در روم عدّه كثيرى داراى اين مذهب بودند در آسيا پيروان اين مذهب در زمان خلفاى بنى عبّاس هنوز باقى بودند روحانيّون مسيحى با مذهب مانى سخت خصومت ورزيدند و مورّخين اسلامى متعرّض اين مذهب شده پيرو آن را زنديق ناميدند « 2 » چنان كه بالاخره كشفيّات تورفان نشان داده از طرف مشرق اين مذهب تا تركستان شرقى و چين رفته و در آن زمان عدّهاى از تركها پيرو آن شدهاند اگرچه مذهب تركيبى مانى مذهبى نبود كه قابل دوام باشد و ليكن چون مؤسّس آن ايرانى بود مذهب او در خارجه موسوم بمذهب ايرانى شد و نام ايران و ايرانى قديم را در اطراف و اكناف عالم منتشر نمود مذهب مزدك مزدك پسر بامداد از اهل نيشابور بود و در زمان قباد پيدا شد چنان كه مورّخين اسلامى مانند الشهرستانى و ابن النديم - الورّاق بيان كردهاند مذهب او بمذهب مانى خيلى نزديك است زيرا مزدك معتقد بود كه روشنائى از تاريكى بكلّى جداست اوّلى آزادانه و عاقلانه عمل مىكند دوّمى كوركورانه و جاهلانه اختلاط آن دو با يكديگر اتّفاقي است و جدائى هم اتّفاقى و نيز مثل مانويها كشتن بهائم و خونريزى را منع مىكرد او عقيده داشت كه عالم از سه عنصر تركيب شده : آب - آتش - خاك خوبى و بدى از تركيب آنها است خوبى از قسمت خوب و بدى از
--> ( 1 ) - GAULE ( 2 ) - بعضى تصوّر ميكنند كه زنديق از سنديق سريانى و اين كلمه از صدّيق آمده و صدّيق يكي از درجات پيروان اين مذهب بود مهر گاو نر هرمز را ميكشد - اصل در واتيكان است