حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 261

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

قسمت بد عالم ارواح بعقيدهء مزدك مانند اين عالم تشكيل شده آقاى آسمانها روى تختى مانند پادشاهى نشسته و چهار قوّه در پيش او ايستاده اند : شعور - عقل - حافظه - شادى اين چهار قوّه بدستيارى شش وزير امور عالم را اداره ميكنند « 1 » وزيرها در ميان دوازده روح در حركتند « 2 » انسانى كه چهار قوّه و شش وزير و اختيارات 12 گانه را در خود جمع كند بمرتبه‌اى ميرسد كه ديگر مسؤليّتى براى او نيست براى رفع ضدّيت و كينه كه هردو از تاريكى است بايد بمنشاء آن پى برد منشاء زن و مال است و براى برانداختن بديهاى مذكور بايد اين دو منشاء اشتراكى باشند مزدك كتابى داشته كه از ميان رفته و ليكن مورّخين اسلامى بودن آن را ذكر كرده و نوشته‌اند كه ابن مقفّع آن را به عربى ترجمه كرده بود انوشيروان چنان كه گذشت پيروان آنها را برانداخت ولى مزدكيان باز باسامى مختلف ( خرم دينان و غيره ) تا حدود 300 هجرى در ايران باقى بودند و با خلفاى بنى عباس جنگها كردند تا آنكه مغلوب و به كلى معدوم شدند قسمت دوّم - مهرپرستي - ميثر ( مهر ) يكى از ارباب انواع خيلى قديم مردمان آريانى بود آوستا او را بين هرمز و اهريمن قرار داده يكى از بزرگترين يزتها و ربّ النّوع روشنائى دانست پيروان زرتشت معتقد بودند كه مهر از طرف خدا مأموريت دارد شرّ و بدى را دفع كند و او را ربّ النّوع آفتاب و حاصل‌خيزى زمين و حامى قرار داد ميدانستند مهر در زمان اردشير دوّم هخامنشى حامى خانواده سلطنت شد و بعد از اسكندر در آسياى صغير رواج يافت پس از آن اين مذهب بيونان رفت و در زمان پومپه بروم سرايت كرد بعد ترقّى آن به جائى رسيد كه ديوكلثين

--> ( 1 ) - شش وزير اينها بوده‌اند : سالار - پيشكار - باروان - كاردان - دستور كودك [ معلوم نيست معنى باروان چيست ] ( 2 ) - دوازده روح اينها بوده‌اند : خواننده - دهنده - ستاننده - برنده - خورنده - دونده - خيزنده - كشنده - زننده كننده - آينده - شنونده پاينده را هم شهرستانى علاوه كرده و در ساير كتب نيست