حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 259

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

نهايت مانى عقيده داشت كه بدى هميشه بوده و تا ابد خواهد بود در باب انسان و ساير موجودات عقيده داشت كه خوبى و بدى با هم مخلوط شده زيرا انسان داراى روح خوب و بد است و در مقابل عقل و وجدان و حسّيّات خوب عقل و وجدان و حسّيات بد نيز هست روح خوب رحم و نهاد نيك و حوصله و حكمت را بوجود آورد روح بد - كينه و غضب و شهوت و حماقت را بعقيدهء مانى تناقض فقط بين روشنائى و تاريكى است زيرا هيچكدام به ديگرى منتهى يا منجر نخواهد شد و هميشه بوده‌اند و خواهند بود يگانه چيزى كه مانى به آن اهميت ميداد عرفان « 1 » بود او توراة را بكلّى رد كرده فقط انجيل را قبول داشت و ميگفت كه خود او آخرين حوّارى عيسى است و حقائق را آشكار مىكند مانى ميگفت كه عالم بالاخره در دوزخ خواهد افتاد و عناصر آن سوخته خوبى و بدى باز به حال اوّلي عود خواهند كرد يعنى هميشه جدا از همديگر خواهند ماند چه سدّى غيرقابل عبور آن دو را از يكديگر جدا نموده مانى براى اشاعهء مذهب خود كتابهائى تصنيف كرده يكى از آنها براى شاپور به زبان پهلوى نوشته شده بود « 2 » و باقى به زبان سريانى و خطّى نيز اختراع نموده كه از خطّ آرامى اقتباس شده تصنيفات مانى مزّين بنقاشيهائى بوده و نقاشيهاى مزبور او را در تمام عالم مشهور نموده چنان كه از عهد قديم تا زمان حال ايرانيها او را نقّاش بزرگ ميدانند و كتاب نقّاشى او را ارژنگ يا ارتنگ ناميده‌اند « 3 » مقصود از نقاشيها اين بود كه خوبى ( روشنائى ) و بدى ( تاريكى ) را با انواع و اقسام صورتها بنماياند تا اشخاص باسواد مذهب او را بهتر درك كنند و كسان بىسواد قادر بفهم آن باشند چنان كه از مختصر مذكور به خوبى ديده مىشود مذهب مانى تركيبى است يعني معتقداتى از مذاهب

--> ( 1 ) - GNOSTICISME ( 2 ) - يكى از كتابهاى او چنان كه ابو ريحان بيرونى نوشته موسوم به شاپورگان بوده ( 3 ) - چنين مشهور است ولي معلوم نيست تا چه‌اندازه موافق حقيقت است