حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 245
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ميپوشيد اعضاء و جوارح اسبها را نيز با قطعات آهنين ميپوشاندند اسلحه تعرّضى عبارت بود از تير و كمان و شمشير و گرز و تبرزين و كمند سواره نظام سنگين اسلحه داراى اسلحه تعرّضى و دفاعى بود و مزيّت قشون ايران در دوره ساسانى بر همان قشون در دوره اشكانى داشتن سواره نظام سنگين اسلحه است مورّخين رومي و يونانى از تيراندازى ايرانيان تمجيد كردهاند پياده نظام اهميّتى نداشت : دهاتىها را جمع كرده و به آنها اسلحه و سپر داده به جنگ روانه ميكردند ( غالبا مواجبي هم به آنها نميدادند ) و چون اينها گاهى اسلحه را ريخته فرار مينمودند آنها را بيشتر براى خدمات خارج از صف به كار ميبردند فيلها را عقب صف واميداشتند زيرا در حكم ذخيره بودند روى فيلها برجهائى ميگذاشتند كه پر از جنگيها بود فيلها در جنگهائيكه با روم ميشد مفيد بودند و گاهى هم فيلها را براى ترسانيدن اسبهاى سواره نظام دشمن در پيش قشون واميداشتند بيرق همان درفش كاويانى ( يادگار كاوه آهنگر داستانى ) بود اين بيرق در نزد ايرانيهاى قديم خيلى احترام داشت زيرا آن را علامت ايران ميدانستند بعدها بمرور بر عرض و طول اين بيرق افزودند چنان كه در اواخر دورهء ساسانى طول آن 22 پا - عرض آن 15 پا و تماما مزيّن بجواهرات قيمتى بود قبل از جنگ به عادت مذهبى در رودخانه نزديك آبريزان ميشد و تير اوّل را ميبايست با آب متبرك شسته باشند گاهى قبل از اينكه دو سپاه بهم افتند سردار يا دلاورى مبارز ميطلبيد و در اينموقع بلند ميگفت ( مرد و مرد ) هرگاه خود شاه فرماندهى لشگرى را داشت تختى براى او در وسط قشون ميزدند و شاه بر تخت برآمده فرمان ميداد عادتا خود شاه حمله يا يورش نميبرد و ليكن راجع به شاپور بزرگ نوشتهاند كه خود را بصف دشمن زد فنون محاصره از قبيل ساختن سنگرها و برجها و به كار بردن منجنيق و ساير ادوات و سوراخ كردن ديوار قلعه و ريختن سرب گداخته بر سر مهاجمين و گرفتن