حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 235
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
پس از اين فتح سعد وقاص بامر عمر به لشگر خود دو ماه استراحت داد و بعد از آن به تسخير محلهائى كه بين فرات و دجله بود پرداخت و در 16 هجرى به قصد مداين حركت نمود يزدگرد به او تكليف كرد كه ممالك آن طرف دجله را به مسلمين واگذارد و طرفين صلح نمايند سعد اين تكليف را با استهزاء رد نمود هرچند جنگ قادسيّه از حيث فتح براى اعراب خيلى اهمّيت داشت و ليكن يزدگرد وسائل دفاع را فاقد نشده بود و ميتوانست از حملات آنها جلوگيرى كند از جمله در موقع عبور اعراب از دجله نظر باينكه آنها از كشتى سازى اطّلاعى نداشتند ميتوانست مدّتها آنها را معطّل نمايد ولى اقدامى نكرد و همين كه از نزديك شدن مسلمين بدجله مطّلع شد تيسفون را ترك نمود و سعد بعد از تسخير وهاردشير ( سلوكيّه ) در دجله جائى را كه عميق نبود گمانه كرده با سپاه خود از رود مزبور گذشت پس از ورود به تيسفون اعراب از عظمت و ثروت و تجمّلات اين شهر غرق حيرت گرديدند و غنائم و ذخائر بيشمار بدست آنها افتاد اكثر اعراب طلا را نميشناختند و كافور را نمك ميپنداشتند با صرف نظر از تخت و طلا و جواهرات و اشياء نفيسه و قالي بهارستان « 1 » كه نزد عمر فرستادند غنائمى كه مسلمين تقسيم كردند بقدري بود كه بهركدام از اعراب چنان كه نوشتهاند به پول امروزى دو هزار و پانصد تومان رسيد در صورتى كه عدهء مسلمين به شصت هزار نفر بالغ بود جنگ جلولاء سعد در ابتداء ميخواست قشون ايران را تعقيب كند و ليكن عمر به او دستور داد كه تابستان را در مدائن بگذراند بعد از چندى به سعد خبر رسيد كه يزدگرد در حلوان « 2 » قشونى جمع كرده و درصدد جنگ است اين بود كه هاشم بن عتبه و قعقاع بن عمرو را با دوازده هزار نفر بدانجا فرستاد و جنگ سختى در جلولاء « 3 » بين فريقين روى داد در اين احوال
--> ( 1 ) - وصف اين قالى در ذيل بيايد ( 2 ) - حلوان در اين زمان قلعهاى بود در كوههاى كردستان ( زاگرس ) ( 3 ) - جلولاء در نزديكى حلوان بود